به چه کسانی دوجنسی می گوییم؟

به چه کسانی دوجنسی می گوییم؟
به فردی دو جنسه میگوئیم که در حالتی میان دو جنس مذکر و مؤنث متولد شده باشد و بطور کلی یا جزئی اندامهای تناسلی مردانه و زنانه داشته باشد. در اصطلاح لاتین به این افراد هرمافرودیت یا انترسکسوال می گویند.
پیدایش واژه Hermaphrodite
واژه hermaphrodite که به معنای موجود دو جنسه میباشد در اصل یونانی بوده است.
Aphrodite یکی از خدایان اسطوره ایی یونان و Hermes که مرکب از دو واژه الهه های افسانه ایی یونان میباشد.
نکته جالب اینکه انسانهای دو جنسه خودشان را به عنوان موجودی با یک جنس قبول دارند.
آمار چه میگوید؟ آمار رسمی نشان میدهد که از هردو هزار کودک در امریکا؛ یک نفر دو جنسه به دنیا می آید.
چرا اطلاعات زیادی از این افراد در دست نیست؟
اگر واقعا از هر دوهزار نفر یک نفر دوجنسی هست آنگاه این افراد در کجا هستند؟ چرا از آنان
وزندگی شان اطلاعات بیشتری در دست نیست ؟ واقعیت اینست که این افراد در گیر مسائل شخصی که در اطرافشان اتفاق می افتد هستند.
در واقع گروه نسبتا کوچکی از دو جنسی ها در جهان وجود دارند که تعداشان به طور منظم در حال افزایش است اما اکثریت آنان در انزوای کامل بسر میبرند که دلایل اصلی این انزوا را می توان ترس وخجالت عنوان کرد . این افراد اکثرا از سوی خانواده ؛ اطرافیان وحتی جامعه طرد میشوند وبه همین دلیل تصمیم میگیرند زندگی در سکوت وخاموشی به دور از اینکه در معرض عموم مردم باشند را ادامه دهند.
البته تعدادی از این افراد سعی میکنند که با عمل های جراحی خود را از این حالت رها کرده وتبدیل به موجودی با یک جنسیت خاص شوند ولی بدلیل پیچدگی های این مسئله که از زمان شکل گیری جنین در رحم مادر تا تولد اتفاق می افتد معمولا نتایج این عمل ها رضایت بخش نیست.

ایجاد رابطه با این افراد
آنها همانند ما به تمامی نیازهای روحی – روانی و عاطفی و احساسی احتیاج دارند . نکته ایی که در اینجا باید آن را مد نظر داشته باشیم این است که باید از نگاه کردن به این افراد به عنوان انسانهای عجیب وغریب و اشتباهات زیست شناسی اکیدا خودداری کنیم. آنها در واقع مظهر طبیعی خلقت خداوند هستند واگر خداوند نمی خواست ؛ این افراد بدین شکل بدنیا نمی آمدند.

هویت هر انسانی از چندین بخش تشکیل شده است؛هویت اجتماعی،٬ هویت قومی، ملی٬ سیاسی و …. هویت جنسی هم بخشی از هویت فرد است. مرکز اصلی بدن که تعریف انسان از هویت خود-از جمله هویت جنسی -را بر عهده دارد٬در مغز واقع شده است.
افراد ترانس سکشوال احساس میکنند که روان آنها در پیکری با جنسیت دیگری زندانی شده.
این تضاد درونی اغلب در سنین کودکی شروع شده و با افزایش سن بلوغ وقتی که پیکر آنها شروع به تکامل بیشتری کرده و مردانه تر و یا زنانه تر میشود بیشتر میشود.
ترانس سکشوالیته در وهله اول به هویت شخص مربوط میشود و نه چندان به جنسیت.
البته شکی در آن نیست که این مسئله اثراتی بروی زندگی جنسی فرد به جای میگذارد.
احساس پریشانی و ترس درونی در بسیاری از ترانسها چنان شدید است و خود را چنان در بن بست احساس میکنند که بعضی از آنها تنها راه باقیمانده را اقدام به خودکشی میبینند.
ترانس هویت یک بیماری نیست, بلکه یک پدیده شناخته شده علمی است که دلائل متعددی میتواند داشته باشد.
انتخاب تغییر جنسیت “امری تفریحی نیست و هیچ انسانی لزومأ بر سر مزاح اقدام به این کار نمیکند”.فرد یا ترانس هویت است و یا که نیست,او با این پدیده به دنیا می آید.
طبیعی است که فرد در مراحل اول شناخت ترانس هویتی خود و گذر از مرحله شناخت به مرحله قبول واقعیت حمل کردن ترانس هویتی در خود, غالبا سعی به تبدیل پوشش ظاهری و آرایشی خود به پوشش ظاهری جنسیت مورد آرزوی خود میکند و گاه با آرایشهای غلیظ و در حد اغراق سعی به نشان دادن هویت اصلی خود میکند.
قابل توجه است که شدت این رفتار جوابگوی سنجش مناسبی برای بیان فشار درونی که فرد متحمل آن است نیست.
ترانس هویتی بیماری نیست ولی تحمل فشارهای شدید روانی,دردهای درونی, لمس درونی از هم پاشیده و قبول این واقعیت تلخ که در بدنی غریب گیر افتاده اند این پدیده را به شکلی از بیماری نزدیک می کند.
ترانس سکشوال فردی است که تناسب بین معادله ی بین آلت تناسلی و جنسیت خود را قبول ندارد و تضادی بین این دو می بیند. به زبان ساده تر٬آن بخش از مغز انسان ترانس سکشوال که به هویت جنسی مربوط می شود و آن را تبیین می کند٬در تضادی کامل با ساختار فیزیکی بدن و شکل و شمایل آلت جنسی او قرار دارد.این تضاد به این گونه نیست که فرد خودش تصمیم بگیرد-یا فکر کند-که ترانس سکشوال است.و از جنبه ی روانی خیلی عمیق تر از این هاست.
به عبارت دیگر٬یک ترانس سکشوال از جهت نگاه به خود و به هویت و جنسیت خود٬براین باور است که فیزیک او (بدن٬،تن، و آلت تناسلی)با درونش(روح٬،جان و روان او)همخوانی ندارد.یک« ترانس سکشوال با ظاهر مردانه»بر این باور است که او وجوداً یک زن است٬اما «اشتباهی»در بدن یک مرد زاده شده.و یک «ترانس سکشوال با ظاهر زنانه»هم فکر می کند که او روحاً و باطناً یک مرد است و اشتباهاً در یک جسم زنانه گنجانده شده است.فرد ترانس سکشوال از این دوگانگی درون و بیرون خود رنج می برد و می خواهد هر چه زودتر روان خود را از این جسمی که به وی تعلق ندارد نجات دهد٬ پس با خوردن داروها و قرص های هورمونی سعی می کند جسم خود را به شکلی تغییر دهد که هر چه بیشتر با درونش همخونی داشته باشد.اما او زمانی به آزادی و رهایی کامل می رسد که با عمل جراحی تغییر جنسیت بدهد و خود را از شر آلت تناسلی ای که با آن احساس بیگانگی می کند رهایی بخشد.چرا که تفاوت بین آلت جنسی فرد و جنسیت و هویت جنسی او ٬به یک تضاد عمیق ذهنی تبدیل می شود که از جهت روحی و روانی عواقب ناگواری بر او دارد.لذا او می خواهد هر چه زودتر خود را از این گرفتاری و مخمصه نجات دهد.
چنین فردی معمولاً از همان سنین کودکی(پنج تا ده سالگی)متوجه اختلاف و تضاد گفته شده می شود٬اما به صورت گنگ و نامفهوم. و شاید در همان سنین کودکی٬صادقانه و براساس شناخت و درک خودش حرکات و اداها و رفتارهای آن جنسی را در پیش بگیرد که از نظر ذهن و روان،٬خود را تعریف می کند٬(نه آنطور که ساختمان ظاهری بدنش نشان می دهد). اما والدین و یا اطرافیان آنرا نامناسب و حتی عجیب می بینند.مثلا اگر این کودک از نظر شکل آلت تناسلی پسر باشد٬به پوشیدن لباس دخترانه رو می آورد(اگر خواهر نداشته باشد٬ به لباس مادر رو می آورد)والبته گاهی بعضی خانواده ها هم با یک شوخی از کنارآن می گذرند که «بچه» است و نمی فهمد.البته این را همین جا باید اضافه کنیم که برخلاف تصور رایج٬ ،هر کودکی که در سنین اولیه لباس جنس مخالف می پوشد٬ حتما یک ترانس سکشوال یا همجنسگرا نخواهد شد.

همه را با هم قاتی نکنید!!!
کمتر کسی پیدا میشود که در طول عمرش دست کم یک مرد زن نما ندیده باشد. عکس العمل رایج مردم در مواجهه با این انسان ها غیر معمول، تعجب،نگاه های خیره وحتی لبخند های معنی دار است.
بسیاری از ما این افراد را با همجنس بازها اشتباه میگیرم. در حالی که ترانس سکشوالیته یک اختلال کاملا متفاوت است. هرما فردویت ها افرادی هستند که با اعضای جنسی مبهم به دنیا آمده اند. آن ها تا زمانی که تحت عمل جراحی قرار نگیرند نه زن به حساب می آیند، نه مرد. هم جنس بازها نیز هم از گرایش غیر طبیعی به همجنس خود رنج می برنداما آن ها از لحاظ هویت جنسی مشکلی ندارند. مثلا یک مرد همجنس باز خودش را مرد میداند در صورتی که یک ترانس سکشوال با وجود اینکه با اندام ها و کروموزم های جنسی و کامل بی نقص یک مرد یا یک زن به دنیا می آید،از لحاظ روانی وذهنی، خودش را متعلق به جنس مخالف میداند. به قول پرفسور بهرام میر جلالی ، این اختلال هویت جنسی نیست، بلکه واژگونی هویت جنسی است. چون میان جسم و روان این بیماران اختلال صدرصد وجود دارد به علاوه افراد دیگری هم هستند که اختلال هویت جنسی دارند اما ترانس سکشوال نیستند.

یک ترانس سکشوال، همجنسگرا نیست
به این دلیل که فرضاً یک پسر/مرد ترانس سکشوال چون روحاً و جاناً و طبیعتاً خود را یک زن می داند و بدن پسرانه/مردانه ی خود را به رسمیت نمی شناسد٬،تمایل جنسی به یک مرد را هم دال بر همجنسگرا بودن خود نمی داند٬بلکه بالعکس؛می گوید من زنی هستم که به جنس مخالف خودم(مرد) گرایش دارم٬ هرچند که روح و جانم در یک بدن اشتباهی گرفتار آمده باشد. آنچه که یک ترانس سکشوال می خواهد این است که تناسب فیزیکی بدن و آلت تناسلی خودش با روان و احساس و جان درونش یکی شود٬ و بعد از عمل جراحی٬ می خواهد با یک نفراز جنس مخالف ازدواج نماید. یعنی اگردختر ترانس سکشوال بوده ٬بعد از تغییر جنسیت و مرد شدن با یک زن ازدواج می کند و یک پسر ترانس سکشوال بالعکس.
تضادی که فرد ترانس سکشوال از همان دوران کودکی مابین ماهیت درونی و بیرونی (ظاهر و باطن) خود حس می کند٬درد و رنج٬ تنهایی و انزوا٬ و فشار زیادی به او تحمیل می کند٬ و او گیج و منگ از این قائله٬ نه تنها نمی داند چرا باید وضع این گونه باشد٬ بلکه ناآگاهی اطرافیان٬ شماتت٬ تحقیر٬ سرزنش و سرکوفت های خانواده و اطرافیان هم مزید بر علت می شود و بر رنج او می افزاید. و متأسفانه همین مشکلات در نهایت بسیاری از ترانس سکشوال ها را در همان سنین جوانی به سمت خودکشی می کشاند٬ چرا که قادر نیست یکبار برای همیشه به این تضاد و تناقض ظاهری و باطنی خود پایان دهد.
افراد ترانس به وفور با کمک روانپزشک سعی و آزمایش کرده اند که ساختار بیولوژیکی بدن خود را دوست بدارند و بپذیرند ولی این گونه آزمایشها همیشه با نتیجه منفی روبرو شده و در بعضی موارد حتی به خودکشی خاتمه پیدا کرده.در اغلب موارد تنها راه برای ترانس هویت انجام سلسله ای از معالجات روانی, هورمونی و عملهای جراحی به منظور تغییر جنسیت قرار دارد.که بدین ترتیب پیکر او با هویت او تطابق پیدا کند.
هر چند که این معالجات به ندرت نتیجه صد در صد را به همراه میاورد ولی از این طریق کمکهای زیادی میتواند به او شود و در اغلب موارد او خوشبخت تر زندگی میکند.
چگونه یک انسان دو جنسی به دنیا می آید؟
برای پزشکان و روانشناسان پدیدده ترانس سکشوالیته همیشه مورد معما بوده است.اجازه بدهید برای درک و فهم بهتر این پدیده نگاهی دقیقتر به عوامل احتمالی که موجب این پدیده میشوند بپردازیم.
در این مورد تئوریهای مختلفی مورد بحث قرار داده شده که در زیر به آنها میپردازیم.
تئوری تولد بی سکشوالیته:
این تئوری بر این تصور است که جنسیت فرد از بدو تولد مشخص نیست و این فرهنگ است که ما را مجبور به ایفای رل یک جنسیت مشخص میکند.بر اساس جمله معروف سیمون دبورا: (on ne nait pas fame,on le devient) فرد زن متولد نمیشود, بلکه به زن تبدیل میشود. بر اساس این تئوری ترانسها افرادی هستند که جنسیت دوگانه را از بدو تولد در خود حفظ کرده اند.
در دنیای امروز این تئوری تا حد زیادی مردود به شمار میآید. نه تنها حقایق بیولوژیکی متعددی در مقابله با آن قرار دارند,بلکه بسیاری از ترانسها آن را نیز رد میکنند.آنها خود را نامشخص احساس نمیکنند بلکه به قوت میتوان گفت که خود را حتی زن تر از یک زن و یا مرد تر از یک مرد معمولی تصور میکنند. مشکل آنها خارج از این مسئله است و آن اینکه پوشش بدن آنها با فهم شجصیتی که از خود دارند تطابق ندارد.
تئوری نقص تربیتی:
پدر همیشه آرزوی داشتن فرزند پسری را داشته و به این دلیل دختر خود را “مردانه” تعلیم و تربیت میکند و یا بر عکس.
تئوری مبارزه فرهنگی:
بر طبق این تئوری بعضی از خانمها به دلیل رهائی از تبعیض جنسیتی به عمد هویتی مردانه برای خود انتخاب میکنند.به عنوان نمونه ای معروف میتوانیم از ژاندارک یاد کنیم.
تئوری جنسیت پیکری:
رشد و تکامل دستگاههای تناسلی مردانه و زنانه از طریق کنترل هورمونها و به همچنین مراکز مربوطه در مغز انجام میگیرد که در نتیجه آن احساس جنسیتی ما با شکل ساختاری پیکر ما همسوی و یگانگی پیدا میکند.اگر در دوران جنینی در این مکانیسم اشتباهی بوجود بیاید, پیدایش نقصهای ژنتیکی مختلفی را میتوان احتمال داد.
اگر مادر در دوران بارداری تحت تأثیر محیط استرس قرار داشته باشد میتواند یکی از عوامل نقص کار مکانیسم هورمونی در جنین باشد.
تکامل دستگاههای تناسلی مردانه یک کودک دارای X_Y کروموزوم ناقص صورت میگیرد یا اینکه زمان تولد کودک دارای هر دو نوع ارگانهای تناسلی مردانه و زنانه میباشد و یا تکامل بدنی مردانه است ولی مغز عمل و عکس العمل زنانه احساس میکند.
روند این پدیده ها میتوانند دلیلی برای بوجود آمدن ترانس سکشوالیته باشد.
تئوری جنسیت اجتماعی
بر طبق این نظریه پایه های اولیه جنسیت توسط تکامل مغزی در دوران جنینی مشخص میشود لذا عامل تربیت اجتماعی تصمیم گیرنده اصلی نوع جنسیت به شمار میرود.طبق این تئوری اجتماع اطراف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تکامل رفتارهای کودک و همسوئی آنها با هویت جنسی او دارد.حال اگر مغز تحت تأثیر هورمونهای اشتباه در دوران جنینی قرار گیرد کودک هویتی خلاف ساخت پیکریش پیدا میکند.کودک بر خلاف مخالفتهای والدین علاقه به بازی کردن با اسباب بازیها و پوشیدن لباسهای جنس مخالف خود نشان میدهد و رفتارهای او تشابه بیشتر به رفتارهای جنس مقابل پیدا میکند.
هارتموت بوزینسکی متحقق از دانشگاه شهر کیل در آلمان چندی پیش تمام تئوریهای گفته شده را بر روی ترانس سکشوالهای مرد و زن که هنوز اقدام به هیچ گونه معالجه ای نکرده بودند تست کرد.
او در این روند متوجه شد که عامل نقص تربیت بیشتر از عاملهای دیگر دیده میشود با وجود این مسئله همچنین ترانس سکشوالهای زیادی هم دیده میشوند که تحت تأثیر این عامل نبوده اند.
به همچنین بوزینسکی در ۸۳% از افراد ترانس زن به مرد افزایش بالای هورمونهای مردانه را مشاهده کرد.البته باز اینجا این سؤال مطرح میشود که پس چگونه ۱۷% باقی مانده که افزایش هورمون مردانه نداشتند ترانس شدند.
قابل توجه است که در ۳۳% زنهای معمولی و غیر ترانس هم افزایش هورمونهای مردانه دیده میشود, چگونه است که این زنها نیازی به تغییر جنسیت در خود نمی بینند! آیا دلیل پدیده ترانس سکشوالیسم بیشتر در فرم تربیتی است ؟
به قوه تعداد بسیاری از افراد ترانس مورد تست قرار گرفته، بدون پدر، رشد کرده بودند و خیلی از آنها به یاد میآوردند که مجبور به انجام بازیهای کودکانه ای از طرف مادرشان می شدند که مغایرت با نوع جنسیت بیولوژیک آنها داشته.اگر این عامل را عامل اصلی پدیده ترانس سکشوالیسم بدانیم باز این سؤال پیش میآید که چرا تمام کودکانی که تحت تأثیر نقص تربیتی قرار میگیرند ترانس سکشوال نمیشوند ؟از آن گذشته چگونه میتوان وجود ترانسهایی را توضیح داد که تحت تأثیر چنین عاملی نبودند و در یک خانواده کاملا نرمال و متعادل بزرگ شده اند!
شاید وجود فقط یک عامل مشخص به تنهای موجب ایجاد پدیده تغییر جنسیت در تمام افراد ترانس نیست بلکه عاملهای متعددی میتوانند نقش بازی کنند.
شاید بهتر باشد که برای فهم و درک بیشتر این پدیده نظری به روند شکل گیری جنسیت یک فرد بیآندازیم.
ما همگی در مدرسه فرا گرفتیم که جنسیت فرد به طریق ژنتیکی مشخص میشود.نطفه زنانه حاوی کروموزومهای X هست در حالی که دو نوع نطفه مردانه وجود دارد.نطفه محتوی کروموزومهای X و نطفه محتوی کروموزومهای Y .بعد از عمل لقاح نطفه مردانه و زنانه یا جنینی با کروموزومهای XX به وجود میآید که حاصل آن یک دختر میشود و یا اینکه جنینی با کروموزومهای XY که حاصل آن یک پسر میشود.اگر بدین ترتیب که گفته شد نوع جنسیت نمایان میشد ترانس سکشوالیته به وجود نمی آمد ولی واقعیت اینست که روند شکل گیری جنسیت جنین بسیار پیچیده تر از روند ذکر شده است. نوع جنسیت به یک مرحله تکامل محدود نمی شود بلکه به حد اقل چهار مرحله.در مرحله تکامل جنسیت جنین ما فقط یک جنسیت مردانه و یا جنسیت زنانه نداریم بلکه چهار جنسیت مردانه و چهار جنسیت زنانه داریم.
جنسیت هورمونی:
اطلاعات ژنتیکی ثبت شده روی کروموزومها در وهله اول مولد هورمونها هستند که در بدن به جریان می افتند و با حمل و انتقال اطلاعات گرفته شده روند شکل گیری و تکامل جنسیت را به جریان می اندازند.حال اگر کروموزوم مردانه Y فاقد اطلاعات لازمه باشد اتوماتیک وار هورمونهای زنانه تولید میشود.بدین ترتیب جنسیت زنانه همیشه در وهله اول قرار میگیرد.جنسیت مردانه فقط زمانی شکل میگیرد که در کنار اطلاعات موجود زنانه X _کروموزوم اطلاعات لازمه مردانه Y_کروموزوم اضافه شود.
علاوه بر آن اگر در حین انتقال اطلاعات موجود بر روی Y _کروموزوم اشتباهی رخ دهد و فقط اطلاعات X_کروموزوم خوانده شود جنین تبدیل به دختر میشود با وجود داشتن کروموزوم مردانه XY و ژنتیک مردانه.
در صورت تکامل ژنتیکی بدون مانع در هر چهار مرحله و در صورت تثبیت بدون اشکال روند تکامل ژنتیکی در هر چهار مرحله کودک هویت خود را به راحتی و آشکار به عنوان زن و یا مرد احساس میکند.اما اگر در چهار مرحله طی شده باری جنسیت مردانه و باری جنسیت زنانه انتخاب شده باشد نتیجه آن فرمی از ترانس سکسوالیته خواهد شد.
درمان هورمونی در ترانس سکشوال ها
آزمایش زندگی واقعی:
زمانی که درمان هورمونی آغاز میگردد و حتی قبل از شروع آن، لازم است فرد زندگی با مشخصات جنس مخالف را بطور واقعی و عملی تست کند. بدینصورت که برای زمان طولانی و تمام وقت، بایستی مطابق میل جنسی و جنسیت جدید خود لباس بپوشد و نام جدید خود را انتخاب کند. قبل از انجام عمل جراحی غیرقابل برگشت لازم است این فرم زندگی جدید برای حداقل یک سال تمام وقت ادامه یابد و سپس تصمیم قطعی به جراحی گرفته شود.

برگرفته از سایت جینیتوپلاستی 

------------------------------

کتو ای، مرزی بین دوجنسیت

کتو‌ای (به انگلیسی: kathoey)  و در زبان تایلندی กะเทย یا لیدی‌بوی (به انگلیسی: ladyboy) یک اصطلاح است که در فرهنگ تایلندی به تراجنسیتی‌ها یا مردان زن‌نمای همجنس‌گرا گفته می شود(+). کتو‌ای ها را به عنوان جنسیت سوم می شناسند(+).
اصطلاح ladyboy توسط اروپایی‌ها به کتو‌ ای‌ها نسبت داده شده است که و به عنوان یک اصطلاح شناخته شده در جنوب شرق آسیا استفاده می شود.

توصیف کلی
اصطلاح کتو‌ای در تایلند را نمیتوان معادل اصطلاح تراجنسی در فرهنگ غرب قرار داد. دو اصطلاح برای کتو‌‌ای ها وجود دارد. یکی sao praphet song به معنای ترنس زن یا شخصی که خود را زن میداند و phet thi sam به معنای جنسیت سوم(+
محققی به نام پیتر جکسون بیان می‌کند اصطلاح کتو‌ای ابتدا برای افراد دوجنسه استفاده می‌شده اما در قرن بیستم از این اصطلاح برای توصیف مردان مبدل‌پوش استفاده می‌شود(+).

مباحث اجتماعی
کتو‌ای ها عمدتا در مشاغلی فعالیت می‌کنند که زنان مربوط است مانند کار در فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، سالن‌های زیبایی و همچنین کارخانه‌ها(+) همچنین کتوای‌ها به کارهایی دیگر همچون کار  در کاباره‌ها و مراکز توریستی و تن‌فروشی نیز مشغول هستند.
کتو‌ای ها در فرهنگ تایلندی بسیار شناخته شده‌تر و مقبول‌تر از تراجنسیتی‌ها در فرهنگ غرب یا هیجراها در فرهنگ هندو هستند. بسیاری از مدل‌ها، بازیگران یا خواننده‌ها در تایلند کتو ای هستند، همچنین مجلات و روزنامه‌ها برندگان مسابقات زیباترین زن و زیباترین کتو ای را در کنار هم قرار می‌دهند. این موارد محدود به شهر‌ها نیست بلکه کتو ای‌ها در روستاها نیز هستند و مسابقات زیباترین کتو‌ ای نیز به عنوان مسابقات محلی در روستاها برگزار می‌شود.
در فرهنگ تای اعتقادی به نام کارما وجود دارد و بعضی از مردمان تای اعتقاد دارن علت کتو ای گناهان فرد در زندگی گذشته است به همین علت فرد را لایق ترحم می‌دانند، نه سرزنش. 
کتو ای‌ها با مسایل اجتماعی و حقوقی زیادی مواجه می شوند. خانواده‌ها از اینکه فرزندشان یک کتو ای شود احساس سرخوردگی می‌کنند. اما به هر حال کتو ای ‌ها مقبولیت بیشتری در تایلند نسبت به باقی کشورهای آسیایی دارند(+).

پیشرفت‌های اخیر
در سال 1993 کالج تربیت معلم تایلند یک محدودیت نیمه رسمی را به اجرا در آورد که طی آن همجنس‌گرایان (که شامل کتو ای‌ها هم می‌شود) اجازه ثبت نام در دوره‌های آموزشی برای کودکستان و مدارس ابتدایی را ندارند. در سال ژانویه 1997 موسسه rajabhat (موسسه ناظر بر کالج‌های تایلند) اعلام کرد این محدودیت از ابتدای سال تحصیلی 1997 در تمامی کالج‌های تایلند لازم الاجرا است. این محدودیت در سال‌های پس از اینکه وزیر آموزش و پرورش عوض شد، از بین رفت(+).

در سال 1996 یک تیم ورزشی والیبال به نام زنان آهنی (به انگلیسی: iron ladies) که از همجنسگرایان و کتو ای‌ها تشکیل شده بود برنده مسابقات ملی تایلند شدند. دولت تایلند به خاطر وجهه کشور از حضور دو کتو ای در تیم و بازی‌های بین المللی جلوگیری کرد.
یکی از کتو‌ ای‌های مشهور فردی به نام نانگ تام است. وی یک بوکسور تایلندی است. او لباس‌های زنانه می‌پوشد و از هورمون استفاده می‌کند و زمانی که وارد رینگ مسابقه می‌شود با آرایش و موهای بلند است و گاهی حریفان شکست خورده خود را می‌بوسد. وی در سال 1999 از بوکس کناره گیری کرد( در این زمان وی تحت جراحی تغییر جنسیت قرار گرفت) اما همچنان در نقش مربی فعالیت می‌کرد. وی در سال 2006 به صحنه رقابت بازگشت.
در سال 2004 مدرسه‌ای به نام  Chiang Mai Technology یک سرویس بهداشتی مجزا برای کتو ای‌ها اختصاص داد و بر روی آن از ترکیب نماد مرد و زن استفاده کرد. کتو ای‌ها در این مدرسه باید لباس مردانه بپوشند اما می‌توانند آرایش موی زنانه داشته باشند(+).
در سال 2006 پیشنهادی برای اضافه شدن جنسیت سوم به مدارک شناسایی و پاسپورت‌ها در تایلند ارائه شد(+). در سال 2007 دولت تایلند بیان کرد در صورتی که کتو ای‌ها جراحی تغییر جنسیت را انجام دهند می‌توانند مدارک شناسایی خود را تعویض کنند(+)

گالری
یک کتو ای(دست راست) در کنار یک زن فیلیپینی(دست چپ)

نانگ تام بوکسور مشهور تایلندی

------------------------------

فمینیسم و تغییر جنسیت (بخش دوم و پایانی)

دیدگاه فمینیست‌ها به تراجنسیتی و تراجنسی بسیارگسترده و مختلف است، از پذیرفتن تراجنسیتی‌ها و قبول حق تغییر جنسیت آن‌ها تا رد و تبعیض قائل شدن میان آن‌ها با دیگران. 
 
جولی بیندل چندین مقاله معترضانه بر علیه تغییرجنسیت و پیامد‌های تراجنسی نوشته است. اولین مقاله بیندل در دسامبر 2003 در مجله Sunday Telegraph Magazine بود. این مقاله اولین نوشته‌ در انگلستان بود که یک تراجنسی پشیمان را به تصویر می‌کشید.
او با فردی به نام کلودیا ملاقات کرد. کلودیا یک تراجنسی عمل کرده و پشیمان از جراحی بود. کلودیا می‌گفت که روانپزشکان توانایی تشخیص صحیح این مساله را ندارند. بیندل رفتارهای پزشکان را در این مقاله به زیر سوال برد(+). کمتر از یک ماه بعد مقاله‌ای در روزنامه گاردین به نام "برهم زدن جنسیت، مراقب باشید" چاپ شد. در این مقاله با لحن تندی به تراجنسی‌ها حمله شد و عقاید بیندل در آن به چاپ رسید(+). پس از چاپ این مقاله حدود 200 نامه از سمت تراجنسیتی‌ها، پزشکان، روانشناسان، دانشگاهیان و سایر افراد به سمت گاردین سرازیر شد و خواستار اثبات ادعاهای آن شدند. سازمان‌های حمایتی این مقاله را تبعیض آمیز و غیرواقعی می‌دانستند. اکثر این اعتراضات به تیتر موضوع  که با نام "برهم زدن جنسیت، مراقب باشید" بود، به کاریکاتوری که همراه آن بود و به بخشی از مقاله که با لحن تحقیر آمیزی بیان می‌کرد :«جهانی را تصور کنید که تنها تراجنسی‌ها در آن باشند»(+)
بیندل درباره ایران می‌گوید:« ایران یکی ازبیشترین آمار تغییر جنسیت را دارد و بالا بودن این آمار تنها برای این است که تبعیض‌های جنسیتی  باقی بماند و نقش‌های جنسیتی مخلوط نشود»
بیندل در قسمتی از روزنامه گاردین به اعتراضات پاسخ داد و سرانجام این اظهار نظرهای وی باعث شد تا به عنوان یک فمینیست رادیکال شناخته شود
شیلا جفریس نیز بیان می‌کند تغییر جنسیت را بایدبه عنوان نقض حقوق بشر و یک مشکل بزرگ برای فمینست‌ها شناخت!
تراجنسی ستیزی و فمینیسم
ریموند فمینیست رادیکال که با کتاب خود به نام امپراطوری تراجنسی بحث‌های زیادی را به راه انداخت و در این کتاب بسیار صریح و واضح تغییر جنسیت را محکوم کرد. 
در قسمت پیش خواندیم که او در کتابش نوشت: :«تغییر جنسیت تراجنسی‌ها تنها یک تجاوز به وجود زنان است زیرا آن‌ها زن بودن واقعی‌ را به زن بودن مصنوعی تبدیل می‌کنند. تراجنسی‌ها نمونه بارز حمله به زنان هستند درحالی خود را مظلوم و بی‌گناه نشان می‌دهند»
شاید واضح‌ترین رفتارهای تبعیض آمیز فمینیسم‌هادر برابر تراجنسی‌ها جشنواره موسیقی زنان میشگان باشد. در سال 1990 نانسی بورک‌هولدر (یک تراجنسی زن) از این فستیوال بیرون شد. بعد از آن این جشنواره در قوانین خود نوشت "زن فقط زن متولد می‌شوند". یکی از فعالان گروهی به نام ترنس کمپ (transcamp) به این قانون اعتراض کرد و خواستار اجازه حضور تراجنسی‌های زن در مراسم فمینیست‌ها شد.
سرانجام تراجنسی‌های جراحی کرده توانستند به این مراسم راه پیدا کنند اما کماکان تبعیضی بین تراجنسی‌ها برقرار بود و افرادی که نمی‌توانستند جراحی کنند از حضور در مراسم محروم شدند.
 
در مقابل بعضی فمینیست‌ها تغییر جنسیت را رد نمی‌کنند و آن را حق افراد تراجنسی می‌دانند
آندرا دورکین در کتاب خود به نام نفرت از زنان می‌نویسد «تراجنسی‌ها به خاطر اذیت‌هایی که از سمت جامعه می‌شوند حق تغییر جنسیت را دارند و جامعه باید این موضوع را بپذیرد و این آزادی را به آن‌ها بدهد. یعنی جراحی تراجنسی‌ها واقعا تغییر جنسیت است و جامعه باید با رفتارهای خود این اقدام را تایید کند»



منبع:


------------------------------

فمینیسم و تغییر جنسیت (بخش اول)

دیدگاه فمینیست‌ها به تراجنسیتی و تراجنسی بسیارگسترده و مختلف است، از پذیرفتن تراجنسیتی‌ها و قبول حق تغییر جنسیت آن‌ها تا رد و تبعیض قائل شدن میان آن‌ها با دیگران. 
بعضی از رهبران فمینیست مانند جانیک ریموند وشیلا جفریس معتقدند که باید تراجنسیتی‌ها را سرکوب و محدود کرد زیرا آن‌ها تبعیض بر علیه جنسیت را تشدید می‌کنند و تنها به صفر و یک جنسیت اعتقاد دارند، در مقابل آن‌ها جودیت باتلر و جودیت هالبرستام معتقدند تراجنسیتی‌ها هنجارهای جنسیت را به چالش می‌کشند و کاملا مورد قبول هستند. همچنین برخی تراجنسیتی‌ها نیز مانند جولیا سرانو و کریستا اسکات‌دیکسون هستند که خود را یک فمینیسم می‌دانند.

ترنس فمینیسم
این اصطلاح که گاهی به شکل ترنسفمینیسم هم شناخته می‌شود توسط رابرت هیل اینگونه تشریح می‌شود: «دسته‌ای از فمینیسم که به مباحث تراجنسیتی‌ها در مقابل مباحث فمینیسم می‌پردازد.»(+)
وی همچنین می‌گوید:« ترنس فمینیسم یک دسته بامحتوای خاص است که بر تراجنسی‌ها و تراجنسیتی‌ها دلالت می‌کند اما تفکر و ایده آن را میتوان به تمام زنان بسط داد»
در سال 2006 اولین کتاب با مضمون ترنسفمینیسم بانام «Transfeminism, trans/forming feminism: transfeminist» نوشته کریستا اسکاتدیکسون منتشر شد

عقاید فمینیست‌ها درباره تراجنسیتی
در سال 1999 کتاب زن کامل ادامه‌ای بر کتاب زن ناقص نوشته جرمینا گریر منتشر شد. در بخشی از این کتاب با عنوان نمایش بانو وی بیان می‌کند با ترنس زنی که تغییر جنسیت داده را به عنوان یک زن قبول نمی‌کند
«کشور‌هایی که جمعیت زنان در آن کم است، دولت‌ها با عجله و علاقه مردانی را که مایل به تغییر جنسیت هستند می‌پذیرند و آن‌ها را خواجه می‌کنند تا ادعای خود را ثابت کنند، زیرا آن‌ها زن بودن را مانند بی جنسیتی می‌دانند. تا به امروز خواهش و التماسی برای پیوند رحم یا تخمدان نبوده، اگر روزی پیوند رحم و تخمدان برای تراجنسی‌ها اجباری شوند تمام کسانی که مایل به تغییر جنسیت هستند ناپدید می‌شوند. اصرار برای قبول اینکه افرادی که تغییر جنسیت را انجام می‌دهند را به عنوان زن بپذیریم تنها صحتی بر این ادعا است که زنان، مرد ناقص هستند»
این بخشی از کتاب زن کامل نوشته گریر است.
گریر در سال 1989 به عنوان سخنران ویژه و همکاردر کالج نیونهام انتخاب شد. گریر بسیار تلاش کرد تا یک تراجنسیتی به نام راشائل پادمن را از ورود به کالج محروم کند (کالج نیونهام مخصوص زنان است) اما ناموفق بود. گریر ادعا می‌کرد پادمن مرد متولد شده و اجازه ندارد در یک کالج زنانه راه پیدا کند. گریر پس از موج منفی که علیه وی در سال 1966 به راه افتاد مجبور به استعفا شد. در سال 1967 خبرنگار روزنامه گاردین مقاله‌ای به نام خواهری بدون احساس همکاری نوشت که البته پس از چاپ مقاله، از وبسایت گاردین حذف شد(+)

در سال 1979 فردی به نام ریموند کتابی به نام امپراطوری تراجنسی‌: شیمیل شدن را منتشر کرد(+). ریموند در این کتاب می‌گوید تراجنسی بودن پدیده‌ای است که دلیل تراجنسی بودن، تنها تحت تربیت یک مادر مردگونه بودن است.
او ادعا می‌کند تغییر جنسیت تنها به خاطراستعمار هویت، فرهنگ سایست‌ها و گرایش‌های جنسی فمینیسم انجام می‌شود.


وی اضافه می‌کند:
« تغییر جنسیت تراجنسی‌ها تنها یک تجاوز به وجود زنان است زیرا آن‌ها زن بودن واقعی‌ را به زن بودن مصنوعی تبدیل می‌کنند. تراجنسی‌ها نمونه بارز حمله به زنان هستند درحالی خود را مظلوم و بی‌گناه نشان می‌دهند.»

این دیدگاه توسط گروه‌های دگرباشان و حتی بعضی گروه‌های فمینیسم به عنوان یک تراجنسی ستیزی تلقی می‌شود. در واقع این دیدگاه‌ها شکل نفرت انگیز صحبت در برابر تراجنسی‌ها است

منبع:

------------------------------

کاریوتیپ نمونه های خونی

بدلیل اینکه همه ترنس های عزیز موقع درخواست مجوز باید این آزمایش رو انجام بدهند فکر کردم شاید افرادی بخواهند اطلاعات بیشتری راجع به این آزمایش بدست بیارند.


( بررسی کروموزومی روی نمونه‌های خونی)

وضعیت کروموزوم‌های یک فرد و تغییرات احتمالی عددی و یا ساختاری در آن با انجام آزمایش کاریوتیپ مشخص می‌شود.

کاریوتیپ به زبان ساده تصویری است که از کروموزم‌های یک فرد گرفته می‌شود.

آزمایش کاریوتیپ روی نمونه‌های خون به صورت معمولی (نواری) و با تفکیک پذیری بالا انجام می‌گیرد.

برای انجام آزمایش کاریوتیپ ابتدا سلول‌های خون در محیطی سرشار از مواد غذایی و ویتامین های لازم و در حضور مواد تحریک کننده رشد سلولی تکثیر می‌شوند. سپس سلول‌ها در مرحله‌‌ای از چرخه سلولی که در آن کروموزوم‌ها قابل تشخیص باشند متوقف ‌می‌شوند.

در مرحله بعدی کروموزوم‌ها رنگ آمیزی و به دقت زیر میکروسکپ مورد بررسی قرار می‌گیرند. در انجام این آزمایش از نرم‌افزار کاریوتیپ هوشمند بهره گرفته می‌شود.



قدرت تفکیک آزمایش کاریوتیپ به قدرت تفکیک میکروسکپ نوری محدود است. با این قدرت تفکیک بسیاری از اختلالات عددی و ساختاری کروموزومی شناسایی می‌شوند.

 

چه کسانی کاندید انجام آزمایش کاریوتیپ هستند؟

زمانیکه در خانواده و نزدیکان افرادی با کم توانی ذهنی وجود دارند.

سابقه نازایی، مرده زایی و یا سقط‌های مکرر در خانواده وجود داشته باشد.

 در مواردی هنگامیکه فردی با مشکلاتی چون کوتاهی یا بلندی قد ، دست و پاهای بزرگتر و یا کوتاه‌تر از حد طبیعی ، صورت غیر معمول و گوش های بزرگ مواجه شده باشد.

 اگر دوره قاعدگی نامنظم باشد یا فرد قاعده نشده باشد.

در صورت ابهام جنسی و یا وجود اندام‌های تناسلی غیر طبیعی.

وجود فرزندان بیش فعال در خانواده.

 

این آزمایش با دستور پزشک معالج یا پزشک مشاور انجام می‌گیرد.



------------------------------

باینری جنسیت

باینری جنسیت (به انگلیسی: gender binary) یا صفر و یک گرایی جنسیت (به انگلیسی: gender binarism) به تقسیم جنس و جنسیت به دو گروه مرد یا زن یا مردانه و زنانه می‌گویند. این تقسیم بندی عمومی‌ترین تقسیم بندی جنسیت و جنس است(+)
این تقسیم بندی یک نوع تابو یا مرز اجتماعی است که باعث می‌شود افراد نقش‌های جنسیتی را با هم مخلوط نکنند و یا رفتارهایی خارج از کلیشه‌های مرد و زن بودن انجام ندهند
این تقسیم بندی همچنین ممکن است باعث  متهم کردن و ایجاد تعصب بر علیه دوجنسه‌ها وتراجنسیتی‌ها بشود. مخصوصا افراد دارای جنسیت عجیب که همیشه در یک جنسیت به خصوص ظاهر نمی‌شوند
این اصطلاح بیان کننده این است که اجتماع فرد رابر اساس نقش جنسیتی، هویت جنسیتی و صفت‌ها و ویژگی‌ها به دو گروه زن یا مرد تقسیم می‌کنند
تفکرعمومی این است که جنس و جنسیت فرد همانی است که با آن متولد شده است


------------------------------

زنان زن متولد می شوند

زنان زن متولد می‌شوند (به انگلیسی: womyn born womyn) که تغیر یافته کلمه women born women است یک اصطلاح است و بیان می کند یک زن برخلاف ترنس‌های زن  از ابتدا با اندام زنانه متولد می‌شود

تاریخچه
این اصطلاح در سال‌های 1960 تا 1990 که به موج دوم فمینیسم مشهور است گسترش یافت و بیان می کرد یک زن، زن به دنیا می‌آید، دختربزرگ می‌شود و به عنوان یک زن ادامه می‌دهد.
پیش از این تراجنسیتی‌ها و افراد بی‌جنسیت ازحضور در مجامع فمینیست‌ها محروم بودند اما پس گسترش این کلمه ترنس‌های زن نیز از حضور در مجامع زنانه فمینیست‌ها به خصوص جشنواره موسیقی زنان میشیگان محروم شدند.

عقیده
سیاست زنان زن متولد می شوند بر این اساس است که تجارب زنان در جوامع مرد سالار مورد تعارض قرار گرفته است
هواداران جنبش زنان زن متولد می شوند خواستارتهیه فضای امنی هستند که دختران به دور از محدودیت‌های مرد سالاری رشد کنند و عقاید خود را به اشتراک بگذارند دلیل حذف تراجنسیتی‌ها را در این میدانند که این افراد با محدودیت‌های مردسالارانه دختران درگیر نبوده‌اند بلکه به عنوان یک پسر رشد پیدا کرده‌اند. این افراد اینگونه استدلال می‌کنند که تجربیات دختری که تحت شرایط مردسالاری پرورش یافته قابل اشتراک گذاری با ترنس زنی که زن متولد نشده نیست.
از نمونه‌های اقدامات تحریمی این گروه می‌توان به جشنواره موسیقی زنان میشیگان(1) و مراسم حمایت از زنان و جلوگیری از تجاوز در ونکوور اشاره کرد(2).
استدلال‌ها
حامیان جنبش زنان زن متولد می‌شوند اینگونه رفتار‌های خود را استدلال می‌کنند: 

  • بسیاری از ترنس‌های زن در جامعه به عنوان زن نبوده‌اند و دچار تبعیض‌های جنسیتی که دختران با آن روبرو هستند نشده‌اند و جامعه با آنها به عنوان دختر رفتار نکرده است
  • تمام ترنس‌های زن در برخی موارد از برتری مردانه خود استفاده کرده‌اند مخصوصا قبل از شروع به انجام مراحل تغییر
  • تمام مردمی که تحت تبعیض قرار می‌گیرند حق دارندفضا و اجتماعی خصوصی برای خود داشته باشند تا تجربیات خود را منتقل کنند
  •  اگر سیاست‌ها بر این باشد که ترنس‌های زن را به مراسم خود راه دهیم پس باید هر مردی که لباس زنانه بپوشد و رفتار زنانه کند را نیز راه دهیم 

اما در نقطه مقابل منتقدان این جنبش اینگونه استدلال می‌کنند:

  • ترنس‌های زن به عنوان یک زن یا دختر بزرگ نشده‌اند اما با هویت جنسیتی یک زن رشد کرده‌اند و نباید به عنوان یک زن طبقه دوم نسبت به زنی که با اندام زنانه متولد شده در نظر گرفته شوند.
  • در نظر گرفتن یک تجربه در گذشته به عنوان امتیازبه خصوص اگر این امتیاز ناخواسته باشد بهانه‌ای برای ظلم و ستم در حال نیست
  •  اگرچه ترنس‌های زن با تبعیض به عنوان زن در زمان رشد خود روبرو نیستند اما آنها نیز با مشکلات و سرکوب‌هایی مانند تراجنسی ستیزی روبرو هستند
  •  بسیاری از ترنس‌های زن با تبعیض جنسیتی روبرو بوده‌اند حتی اگر با اندام زنانه متولد نشده باشند
  •  اگر محروم کردن ترنس‌های زن به دلیل اینکه آن‌هااز امتیاز مردانگی خود استفاده کرده‌اند صحیح است پس ترنس‌های زنی که از امتیاز مرد بودن خود استفاده نکرده‌اند نباید محروم شوند و این یک ریاکاری است
  • اگر وجود ترنس‌های زن باعث ناراحتی شود دراینصورت ناراحتی اکثریت دلیل بر رد اقلیت نمی‌شود این دقیقا مشابه وضعیتی است که زنان پیش از موج دوم فمینیسم در محیط عمومی داشتند. در گذشته مردان از حضور زنان در محیط کار ناراحت بودند اما این دلیلی بر انکار حقوق زنان نبود.

منابع:
3.Serano, Julia. Whipping Girl: A Transsexual Woman on Sexism and the Scapegoating of Femininity. Emeryville, CA: Seal Press, 2007 

------------------------------

جراحی مونث سازی چهره

جراحی مونث سازی چهره (به انگلیسی: Facial feminization surgery) یا FFS مجموعه‌ای از روش‌های جراحی و ترمیمی است که ویژگی‌های مردانه صورت را به حالات زنانه تبدیل می‌کند. این جراحی می‌تواند شامل جراحی‌های استخوانی مانند بالا کشیدن ابرو، جراحی زیبایی بینی،کاشت گونه و پروتز لب باشد و یا مواردی همچون از بین بردن موهای صورت و یا مواردی اینچنینی باشد. (+)
هر چهره‌ای صفات ثانوی جنسی دارد که تشخیص زن یا مرد بودن را راحت می‌کند(+) به عنوان مثال مردان بینی بزرگتری نسبت به زنان دارند یا زنان چانه تیزتری نسبت مردان دارند. شکل پیشانی و جمجمه نیز در بین مردان و زنان متفاوت است. تغییر شکل پیشانی یکی از راه‌هایی است که کمک می‌کند تا بتوان چهره مردانه را به زنانه تبدیل کرد.
برای بسیاری از تراجنسی‌ها جراحی مونث سازی چهره یک مرحله پزشکی ضروری محسوب می شود تا فرد را از اشفتگی جنسی رها سازد.(+) (+). این مجموعه اقدامات قسمتی از مراحل تغییر هستند. این جراحی حتی ممکن است بیشتر از جراحی تغییر جنسیت فرد را کمک کند و آرامش بیشتری به فرد دهد.
مطالعات نشان داده که ترنس‌های زنی که جراحی مونث سازی چهره را انجام داده‌اند کیفیت زندگی بهتر و آرامش بیشتری نسبت به افرادی که این جراحی را انجام نداده‌اند، دارند(+)
اغلب مراجعه کنندگان برای جراحی مونث سازی چهره ، تراجنسی هستند اما ممکن است افرادی دیگر مانند مبدل‌پوش‌ها نیز خواهان این اقدام باشند.

اقدامات جراحی
اقداماتی که برای جراحی مونث سازی چهره انجام می‌شود می‌تواند شامل یک یا چند مورد از موارد زیر باشد

اصلاح خط مو
در مردان معمولا خط رویش مو بالاتر از زنان است و پیشانی بلندتری دارند و معمولا گوشه‌های کناری مو خالی‌تر از زنان است و حالتی شبیه حرف انگلیسی  "M" دارد. خط مو را میتوان با کاشت مو پایین تر آورد و گوشه‌های خالی آن را پر کرد.

بالاکشیدن ابرو
معمولا زن‌ها مایل ابروی بالاترو منطقه پشت چشم بیشتری نسبت به مردان دارند. جراحی بالا کشیدن ابرو یکی از اقدامات مونث سازی چهره است

جراحی زیبایی بینی
مردها معمولا بینی بزرگتر و پهن‌تری نسبت به زنان دارند. در حالت کلی بینی زنان به سمت بالا متمایل است. جراحی زیبایی بینی یکی از موثرترین جراحی‌ها در مونث سازی چهره است(+)

پروتز گونه
اغلب زنان گونه برجسته‌تری نسبت به مردان دارند. پروتز گونه می‌تواند گونه‌های مردانه را زنانه کند. در پروتز گونه از روش تزریق چربی یا ژل استفاده می‌شود و گونه‌ای برجسته را به فرد هدیه می‌دهد(+)
بالا کشیدن لب
فاصله بین لب و بینی در زنان کوچکتر از مردان است و زمانی که یک زن به صورت عادی دهانش باز باشد، فاصله دندان‌های بالایی پیشین با قسمت پایینی لب بالایی بسیار کم است. برای مونث سازی چهره از زیر بینی اقدام به حذف پوست می‌کنند.

پروتز لب
زن‌ها لب های پرتری نسبت به مردان دارند و یکی از اقدامات جراحی مونث سازی چهره، پروتز لب است.

جراحی چانه
مردها چانه بلندتری نسبت به زنان دارند و در عوض زنان چانه گردتر. معمولا چانه مردان یک حالت صاف و مربع مانند و گوشه دار است. یکی از اقدامات جراحی مونث سازی چهره، تبدیل چانه زنانه به مردانه است.

جراحی فک
فک مردان بلندتر و با زاویه بیشتری نسبت به فک زنان است و در جراحی مونث سازی چهره فک مردانه اصلاح می‌شود

جراحی سیبک گلو
مردان اغلب سیبک گلوی بزرگتری نسبت به زنان دارند و به همین علت صدای بم‌تر نسبت به زنان دارند. سیبک گلو را میتوان با جراحی اصلاح کرد و آن را زنانه کرد. جراحی سیبک گلو یکی از اقدامات مونث سازی چهره محصوب می‌شود.

اقدامات  جانبی
زیباسازی و جوان‌سازی چهره معمولا همزمان با جراحی مونث سازی چهره انجام می‌شود. این اقدامات می‌تواند شامل اصلاح افتادگی پلک‌ها یا اصلاح چروک گردن باشد. این گونه اقدامات معمولا در مواردی انجام می‌شود که مراجعه کننده سالخورده باشد.

محدودیت‌ها
جراحی مونث سازی چهره شامل اقدامات اساسی و قوی برای این کار می‌باشد اما محدودیت‌هایی نیز دارد به عنوان مثال یک فک بلند و پهن را می‌توان توسط جراحی اصلاح کرد اما اگر فکی بیش از اندازه بلند و پهن باشد ممکن است این کار نشدنی باشد. همچنین بعضی موارد به هیچ عنوان قابل اصلاح نیست مانند اندازه چشم‌ها یا حالت جمجمه ( چشم‌ها در زنان معمولا درشت‌تر از مردان است). 
یکی دیگر از محدودیت‌های جراحی مونث سازی چهره، هزینه‌های بالای آن است . اینگونه اقدامات به علت آنکه به عنوان جراحی زیبایی شناخته می‌شود در ایران شامل پوشش بیمه نمی‌شود.
از دیگر محدودیت‌های جراحی مونث سازی چهره می‌توان به طول درمان آن اشاره کرد که ممکن است فرد را برای مدتی از محیط کار دور نگه دارد.

گالری


جنسیت عجیب

جنسیت عجیب (به انگلیسی: genderqueer) و یا خارج از جنسیت اصطلاحی است که به افرادی گفته می‌شود جنسیت عادی ندارند.(+) این کلمه یک اصطلاح کلی است و گروهای زیادی را در بر می‌گیرد. فرد دارای جنسیت عجیب ممکن است فردی باشد که در یکی یا چند گروه از گروهای زیر باشد(+)
  • هم مرد و هم زن باشد (مانند دوجنسی ها)

  • نه مرد باشد نه زن (مانند خواجه ها یا بی جنسیتی ها)


  • سه جنسیتی ها یا دیگرجنسیتی ها (مانند هیجراها و یا افرادی که خود را جنسیت جدیدی می پندارند)

  • افرادی که جنس و یا جنسیت مبهم و نامشخصی دارند

  • افرادی که خود را خارج از جنسیت زن و مرد نمیدانند اما با این وجود خود را یک جنسیت عجیب تصور می کنند

افراد دارای جنسیت عجیب ممکن است به اقدام‌های پزشکی (مانند جراحی و یا هورمون درمانی) نیز روی بیاورند تا به ظاهر دلخواه برسند. افراد دارای جنسیت عجیب به عنوان تراجنسیتی شناخته می‌شوند(+)
پرچم جنسیت عجیب

پرچم جنسیت عجیب توسط مارلین روکسی در سال ۲۰۱۰ طراحی شد این پرچم دارای سه ردیف افقی و سه رنگ می‌باشد معنی هر رنگ به شرح زیر است: (+)
  • بنفش: رنگ بنفش در سیستم سی ام وای کی ترکیبی از آبی و صورتی است (از این دو رنگ، برای نشان دادن مرد و زن استفاده می شود). از بنفش برای نشان دادن دوجنسی ها و همچنین خارج از جنسیت بودن این افراد استفاده می شود

  • سفید: از رنگ سفید برای نشان دادن جنسیت خنثی در افراد استفاده می شود (مانند پرچم تراجنسیتی‌ها)

  • سبز تیره: این رنگ برای افرادی است که خارج از دو جنسیت مرد یا زن قرار می گیرند و به اصطلاح دارای جنسیت سوم هستند مانند هیجراها


------------------------------

ترنس فوبیا / تراجنسی ستیزی

Transphobia طيف وسيعى از نگرشها و عقايد منفى نسبت به ترنسكشوال ها و ترنسجندرها است. اين رفتار ممكن است عمدى يا غير عمدى باشد.
مطلبى كه در ادامه ميخوانيم به بررسى ترنس فوبيا در ايران و جهان ميپردازد.
پيش از ادامه چند نكته لازم به ذكر است:
١. اين مطلب صرفا اموزشى است و استفاده ديگر از ان مسئوليتى را متوجه گروه ترنس گمنام نميكند
٢. انتشار و تكثير اين مطلب ازاد بوده و به اگاهى جامعه كمك خواهد كرد
حق معنوى مترجم و گرد اورنده ( گروه ترنس گمنام) به عهده شما
ترنس فوبيا ( ترس شديد و بى مورد از ترنس ها)

Transphobia طيف وسيعى از نگرشها و عقايد منفى نسبت به ترنسكشوال ها و ترنسجندرها است. اين رفتار ممكن است عمدى يا غير عمدى باشد. ترنس فوبيا ممكن است موجب عواقب شديد و نتيجه هاى بدى شود. Transphobia  در بعضى نوشته ها ممكن است به صورت cissexism ، تبعيض عليه ترنس ها ( transprejudice) ، تنفر از ترنسكشوال هاى زن (trans-misogyny) يا تنفر از ترنسكشوال هاى مرد (trans-misandry) نشان داده شود

ترنس فوبيا در مراكز درمانى

در سال ١٩٩٦ Robert Eads ( ترنسكشوال) در سن ٥٠ سالگى وقتى دچارسرطان تخمدان شد به پزشك مراجعه كرد ولى ١٢ دكتر از درمان اين فرد سر باز زدند و وى در سن ٥٣ سالگى در سال ١٩٩٩ فوت شد.
مورد ديگر خانم Tyra Hunte ترنسكشوال ٢٥ ساله اى بود كه در سال ١٩٩٥ در اثر يك حادثه رانندگى به بيمارستان منتقل شد و درمان وى اغاز شد. زمانى كه كاركنان بخش اورژانس متوجه شدند اين فرد يك ترنسكشوال بوده درمان وى را متوقف نمودند. وى در بيمارستان بر اثر خونريزى فوت كرد
در بعضى بيمه هاى اجتماعى حمايت از مراحل درمانى ( چه تغيير جنسيت و چه درمان هاى پزشكى ديگر) را براى افراد ترنسكشوال به هيچ عنوان پوشش نميدهند
در ژانويه ٢٠١٢ در سوئد قانونى به تصويب رسيد كه افراد براى تغيير جنسيت ابتدا بايد وارد اتاق استريل شوند!
در سال ٢٠١١ در ايلات متحده امريكا ، مركز حمايت از ترنسجندرها طى يك بررسى نتيجه گرفت كه ١٩٪ ترنسجندرها از مراكز درمانى طرد ميشوند و مراكز درمانى از مداواى اين افراد امتناع ميكنند. اين مطلب نشان دهنده اين است كه هنوز هم transphobia  باعث اثرات مخربى ميشود.

ترنس فوبيا در محل کار

ترنس فوبيا در محل كار نيز قابل مشاهده است. بعضى ترنسكشوال ها زمانى كه براى تغيير اقدام ميكنند شغل خود را از دست ميدهند
در سال ١٩٩٩ دو مركز خبرى San Francisco Chronicle و Associated Press گزارش دادند كه طى بررسى وزارت بهداشت سانفرانسيسكو  سالانه ٧٠٪ ترنسجندرها از محل كار تنها به دليل ترنسجندر بودن اخراج ميشوند

در سال ١٩٩٩ وزارت بهداشت سانفرنسيسكو گزارشى را ارئه داد كه مربوط به سال ١٩٩٧ بود و به بررسى زندگى  ٣٢٩ ترنسكوال مرد به زن و ١٢٣ ترنسكشوال زن به مرد پرداخته بود. در اين بين تنها ٤٠٪ ترنسكشوال هاى مرد به زن توانسته بودند مشغول به كار شوند يا در كار سابق خويش باقى بمانند. البته در اين زمينه وضع ترنسكشوال هاى زن به مرد بهتر بود و اين نرخ براى ايشان ٨١٪  بود.
همچنين ٤٦٪ از ترنسكشوال هاى مرد به زن و ٥٧٪ ترنسكشوال هاى زن به مرد اذعان داشتند كه صاحبكاران بين ايشان و ديگران تبعيض قائل ميشوند
در بعضى از كشورها و ايالت ها قوانينى براى جلوگيرى از تبعيض بر عليه ترنسكشوال ها نوشته شده است كه كارفرما را ملزم به رفتار عادلانه ميكند ولى صاحب كاران كماكان به دلايل واهى و كم اهميت دست به رفتار تبعيض اميز ميزنند به عنوان مثال فرد را به خاطر تاخير در ورود بدون هيچ اخطارى اخراج ميكنند
در سال ٢٠٠٠ در جنوب امريكا و در فروشگاه هاى زنجيره اى windixie  كارمند قديمى خود به نام peter oiler  را اخراج كرد. اين فرد با تمام سابقه و تشويق هايى كه در طول كار خود گرفته بود تنها به دليل اينكه در بيرون از محيط كار پوشش خود را عوض ميكرد اخراج شد. سازمان ازادى مدنى امريكا يك شكايت از سمت اين فرد در برابر فروشگاه windixie  نوشت ولى اين شكايت در دادگاه رد شد.

Transprejudice (تبعيض عليه ترنسها)
Transprejudice معادل ترنس فوبيا است و به  رفتار ها، كليشه ها و درمان هاى پزشكى تبعيض اميزى گفته ميشود كه نسبت به كسانى كه دچار اختلال هويت جنسى هستند انجام ميشود.
بر طبق تعريف Blumenfeld در سال ١٩٩٢ تبعيض عليه ترنسها ممكن است به ٤ صورت بروز كند. ١. اين تبعيض در ذهن فرد نسبت به ترنسها ايجاد شود ولى رفتار بيرونى نداشته باشد. ٢. رفتار تبعيض اميز عليه ترنسها به صورت بيرونى بروز كند و به يك فرد ترنس ضرر وارد كند ٣. رفتار تبعيض اميز در قوانين دولتى، بخش هاى اموزشى ، بيمارستان ها و قوانين دينى بر عليه ترنس ها اعمال شود
٤. رفتار تبعيض اميز در كل جامعه باشد و به صورت يك فرهنگ و ريشه در جامعه وجود داشته باشد

ترنس فوبيا در گروه هاى اجتماعى

بعضى از گروه هاى فعال اجتماعى نيز نسبت به ترنس ها رفتار تبعيض اميز انجام ميدهند. به عنوان مثال گاهى ترنسكشوال هاى مرد به زن از ورود به جمع هاى زنانه محروم ميشوند
در فستيوال موسيقى Michigan Womyn ( فستيوال موسيقى كه توسط فمينيست ها براى حمايت از زنان برگزار ميشود) در سال ١٩٩١ و بيست و پنجمين دوره اين جشنواره Nancy Jean Burkholder ( يكى از فعالان فمينيست) يك ترنسكشوال مرد به زن را از اين جشنواره بيرون انداخته زيرا اين فرد يك زن به دنيا نيامده بود.
در اين فستيوال اهنگى به نام womyn born womyn اجرا شد كه مستقيما به اين مطلب اشاره ميكند كه يك زن ، زن به دنيا مى ايد. در واقع اين اهنگ رفتار تبعيض اميزى نسبت به ترنسكشوال هاى مرد به زن بود

ترنس فوبيا در ايران

ترنس فوبيا شايد در ايران بسيار زياد باشد. به نوعى هر ٤ حالت تبعيض بر عليع ترنسها در ايران وجود دارد.  علت اين امر نبود شناخت و اگاهى جامعه نسبت به اين موضوع است.

قانون و ترنس فوبيا

در قوانين اساسى و قوانين مجازات اسلامى ايران هيچ اسمى از ترنسكشوال ها برده نشده است.
همچنين ترنسكشوال ها هيچ نماينده يا حتى عضو غير ثابتى در هيچ يك از نهاد ها و ارگان هاى دولتى ندارند. در ايران به شدت نياز به قوانينى براى حمايت از ترنسكشوال ها وجود دارد زيرا اين افراد حق تحصيل و همچنين استخدام در مراكز دولتى در طى پروسه درمان ندارند. البته در قانون مخالفتى با اين افراد وجود ندارد ولى هيچ حمايتى نيز انجام نميشود و اين باعث تفسير هاى شخصى و دلخواهانه از قانون ميشود.
به عنوان مثال در سال ٨٦ يك ترنسكشوال زن به مرد كه پس از دريافت مجوز تغيير جنسيت و همچنين تاييديه نيروى انتظامى براى تغيير در پوشش ، از دانشگاه به علت پوشش پسرانه خود اخراج شد. زيرا قانونى براى حمايت از تغيير پوشش اين فرد كه پيش زمينه تغيير جنسيت است وجود ندارد.

مراكز درمانى و ترنس فوبيا

در مراكز درمانى نيز كمابيش رفتار تبعيض اميزى نسبت به اين افراد انجام ميشود. اين رفتار بيشتر در مراكز زيبايى عليه ترنسها انجام ميشود. بعضى از اين مراكز از پذيرش افراد ترنسكشوال كه اقدام براى ليزر درمانى ميكنند خوددارى ميكنند و يا حتى تعدادى از پزشكان و مراكز درمانى نيز از پذيرش ترنسكشوال ها خوددارى ميكنند.

فرهنگ و ترنس فوبيا

متاسفانه فرهنگ غالب در ايران ترنسكشواليسم را به عنوان يك انحراف جنسى تصور ميكند و خانواده ها در برخورد با ترنس ها به صورت قهرى برخورد ميكنند. اكثر خانواده ها در صورت مواجه شدن با ترنسكشواليسم در يكى از اعظاى خانواده اقدام به سركوب ، طرد و يا حتى از بين بردن فرد ميكنند.
دكتر شهريار كهن زاد در كتاب خود به يكى از اين موارد اشاره ميكند.
مينا يكى از بيماران اقاى كهن زاد كه توسط پدر و برادران خودش تنها به دليل ترنس بودن به قتل ميرسد.

منابع:
کتاب برزخ تن، نوشته دکتر شهریار کهن زاد، انتشارات کتاب سرا. شابک 978-964-5506-20-7

------------------------------

متودیوپلاستی

این مطلب حاوی مطالب و کلماتی مرتبط با اندامهای جن.سی میباشد. خواندن این مطالب برای افراد زیر هجده سال
ممنوع است.





متوئیدیوپلاستیمتودیوپلاستی یا متوایدوپلاستی  

(به انگلیسی: metoidioplasty) یا به اختصار متو یا متا یکی از روش های جراحی آلت تنا.سل.ی برای ترنس های مرد است (+).
با مصرف تستوسترون در ترنس های مرد کلی.تور.یس پس ازمدتی رشد کرده و حدود چهار الی پنج سانت خواهد رسید با بزرگ شدن کلی.تور.یس و حرکت به جلو تا حدودی شبیه به آلت مردانه می شود. و جراحان با استفاده از تکنیک های جراحی و بریدن پوست اقدام به تبدیل آن به آلت تناسلی مردانه می کنند(+)  
دکتر ویلیام دیوید فورستر یکی ازاولین جراحانی بود که در آمریکا به این روش اقدام به درمان ترنس های مرد نمود.

متودیوپلاستی مزیت هایی نسبت به فالو پلاستی دارد که از جمله آن می توان به آسان تر بودن, عوارض کمتر, هزینه کمتر و مدت کوتاه تر جراحی اشاره کرد. بر خلاف فالوپلاستی تحرکات جنسی در روش متودیوپلاستی کاملا مشهود است و نیاز به پروتز نیست البته تحرکات جنسی به کیفیت یک مرد معمولی نیست.
همچنین در این روش فردمی تواند به ار.ضا.ی جنسی برسد

یکی از معایب این روش این است که ممکن است اندازه آلت تنا.سل.ی به اندازه دیگر مردان معمولی نرسد  از این رو ممکن است امکان دخول وجود نداشته باشد.

بهتریین نتیجه دراین روش بر روی افراد لاغر و یا نزدیک به وزن ایده آل مشاهده می شود(+)  اگر قصد جراحی به این طریق را دارین حتما وزن خود را به وزن ایده آل و مناسب برسانید تا نتیجه ای عالی بگیرید
 

عوارض
یک مطالعه تحقیقاتی پس از مردانی که به این طریق جراحی کردند نشان داد که دچار تورم در قسمت مجرای ادراری داشته و در ادرار با مشکل مواجه می شوند این افراد پس از طی دوره نقاهت سلامتی خود را بازپس گرفتند, و تنها 10% از این افراد به علت حاد بودن موضوع نیاز به جراحی مجدد پیدا کردند. اندازه میانگین آلت تنا.سل.ی در این افراد 5.7 سانتی متر بود (محدوده ای بین 4 الی 10 سانت) و تمام بیماران از تحرکات جنسی خوب و احساس طبیعی خود راضی بودند.


------------------------------

دگرجنس‌پوشی

دگرجنس‌پوشی (به انگلیسی: transvestism) یک اصطلاح است و به افرادی (مخصوصا مردان) اطلاق می‌شد که در لباس جنسی مخالف زندگی می‌کنند و رفتار جنس مخالف را تقلید می‌کنند. دگرپوشی به عنوان یکی از حالت‌های دگرجنسگونه شناخته می شود(+) (+)
همچنین دگرجنس‌پوشی نوعی مبدل‌پوشی است

تاریخچه

در کتاب مقدس مسیحیان (تثنیه ۲۲: ۰۵) به افراد دگرپوش اشاره شده است و آن را مذموم شمرده است  
Magnus Hirschfeld اولین بار اصطلاح transvestite را در سال 1910 برای توصیف افرادی که با پوشش جنس مخالف به ل.ذت جن.سی میرسند ابداع کرد. کلمه اصلی transvestite از زبان آلمانی و ترکیب دو کلمه trans به معنای فراتر، فرا و vestite به معنای پوشش و لباس است(+) . وی دگرجنس‌پوشی را اینگونه تعریف می‌کند: (+)

دگر جنس پوش یا مبدل پوش کسی است که معمولا و بنا به اختیار خود مبادرت به پوشیدن لباس جنس مخالف می کند. دگرجنس‌پوش ممکن است دگر.جنس.گرا، هم.جنس.گرا، دو.جنس.گرا یا فاقد جنسیت باشد
عمل دگرجنس پوشی غالبا با تحریک جنسی همراه است اما این امر ممکن است اتفاق نیفتد و دگرپوش به دلایل دیگر به این امر علاقه نشان دهد
.

تفاوت دگرپوشی و تراجنسی

هری بنجامین در کتاب خود به نام پدیده ترنسکشوالیسم و با مقیاسی به نام مقیاس هری بنجامین دست به جداسازی تراجنسی‌ها از دگرپوشان زد. هری بنجامین دگرپوشی را به سه گروه غیر واقعی ،علاقه مند و واقعی تقسیم میکند. هری بنجامین اصلی‌ترین تفاوت بین تراجنسی‌ها و دگرپوشان را در تصور ذهنی فرد از جنسیت خود میداند. وی معتقد است دگرپوشان جنسیت خود را همان جنسیت زمان تولد می‌پندارند اما تراجنسی‌ها جنسیت خود را اشتباه تصور کرده و مایل به تغییر آن هستند.
تفاوت دیگر از نگاه هری بنجامین علاقه به جراحی تغییر جنسیت است که دگرپوشان به آن نیاز ندارند اما تراجنسی‌ها برای تغییر جنسیت اقدام می‌کنند(+) (+)

------------------------------

مراحل تغییر

مراحل تغییر به مراحلی گفته می‌شود که یک تراجنسیتی انجام می‌دهد تا در جامعه به عنوان جنسیت دلخواه و به عنوان جنسیت مورد تصور خود شناخته شود. به عنوان مثال فردی که در زمان تولد با اندام جنسی مردانه به دنیا آمده ولی در ذهن خود را زن تصور می‌کند پس از طی کردن مراحل تغییر خود را به عنوان یک زن به جامعه می‌شناسد(+
مراحل تغییر در تراجنسی‌ها معمولا با جراحی تغییر جنسیت همراه‌است.
اولین مرحله تغییر برای هر تراجنسیتی بیرون آمدن است. طی کردن مراحل تغییر یک اتفاق لحظه‌ای و خاص نیست و ممکن است ماه‌ها و یا سالها وقت لازم داشته باشد. بعضی افراد دارای جنسیت عجیب ممکن است در تمام عمر مراحل تغییر را طی کنند چون در هر مقطع از زمان جنسیت متفاوتی برای خود انتخاب می‌کنند.(+)

واژه شناسی

مراحل تغییر معمولا با جراحی تغییر جنسیت اشتباه گرفته می‌شود اما جراحی تغییر جنسیت تنها یکی از مراحل تغییر است. بسیاری از تراجنسیتی‌ها ممکن است به جراحی تغییر جنسیت فکر نکنند و مایل به انجام آن نباشند. مراحل تغییر شامل مراحل ذهنی، جسمی، اجتماعی و عاطفی است. اصطلاح گذشتن نیز زمانی به فرد اطلاق می‌شود که مراحل تغییر را طی کرده و در جامعه به عنوان جنسیت دلخواه شناخته می‌شود(+)

جزییات مراحل تغییر

مراحل تغییر می‌تواند شامل یکی یا چند مرحله از مراحل زیر باشد(ترتیب مهم نیست) : (+)(+)(+)
  • شناخت خود (تشخیص فرد از خود به عنوان یک تراجنسیتی) :این اولین مرحله است و فرد در این مرحله خود را می شناسد و خود را بعنوان یکی از شاخه های تراجنسیتی شناساسیی می کند یافتن یک گروه حمایتی: این گروه می تواند فرد را در طی مراحل تغییر کمک کند و حمایت هایی از فرد انجام دهد

  • بیرون آمدن: در این مرحله فرد خود را به جامعه، دوستان، خانواده و محیط کار معرفی می کند. این مرحله در فرهنگ های مختلف تفاوت دارد و ممکن است فرد را دچار مشکلات اجتماعی کند

  • تغییر نقش جنسیتی: در این مرحله فرد رفتار و حالات خود را در جامعه و در ذهن خود تغییر می دهد و نقش های جنسیتی جنسیت مورد نظر را انجام می دهد

  • تغییر قانونی یا اجتماعی نام و مشخصات: در این مرحله فرد نام خود را از بین اسامی جنسیت مورد نظر خویش انتخاب و با نام خویش جایگزین می کند. این تغییر می تواند قانونی باشد یا تنها در ذهن و یا در بین دوستان و نزدیکان باشد

  • برقراری روابط عاطفی متناسب با جنسیت مورد تقاضای فرد

  • درمان های هورمونی برای تغییر در ظاهر و اندام

  • تغییر اجتماعی: مانند تغییر در پوشش، صدا، رفتار و موارد دیگر

  • جراحی های تغییر جنسیت و بعضی اقدامات پزشکی (مانند لیزر درمانی در ترنس های زن)

  • آخرین مرحله معمولا گذشتن است که فرد پس از آن به عنوان جنسیت مورد نظر خویش شناخته می شود



------------------------------

واژه شناسی

ترنسکشوال، تراجنسی، دگرجنسگونه، تراجنسیتی، تغییر جنسیت، دوجنسه و .... اغلب ما یک بار این اصطلاحات را شنیده ایم اما گاهی این اصطلاحات را افرادی در توصیف غلط خود به کار میبرند و ما را برای تشخیص مفهوم واقعی آن سردرگم می‌کنند. پس بهتر است یک بار کامل با این اصطلاحات اشنا شویم.

Transsexual: ترنسکشوال، تراجنسی، ترانس سکشوال و ترنسکچوال نام‌های مختلف برای اصطلاح Transsexual در ایران است. واژه transsexual  از دو قسمت trans به معنای فرا، فراتر،بالاتر، آنسو (+) و sexual به معنای هویت جنسی تشکیل شده است. در واقع ترکیب این دو کلمه به معنای فراتر از هویت جنسی، آنسوی هویت جنسی معنی میدهد یا همان تراجنسی.

Transgender: ترنسجندر، تراجنسیتی، ترنس ژندر و دگرجنسگونه نام‌های مختلف transgender   در ایران است. واژه transgender  دو بخش trans  به معنای فراتر، فرا ، آنسو و gender  به معنای هویت جنسیتی تشکیل شده است و ترکیب این دو کلمه به معنای انسوی هویت جنسیتی، فراتر از هویت جنسیتی یا همان تراجنسیتی می‌باشد. (+)

Crossdresser, transvestite: هردوی این کلمات به معنی دگرجنس‌پوشی می‌باشد. اما تفاوت اندکی با هم دارند. Crossdress به معنای دگرجنس‌پوشی در معنای عام میباشد یعنی هر فردی با هر قصدی لباس جنس مخالف را بپوشد یک crossdress  است مانند بازی در فیلم، نمایش و هر قصد دیگر اما transvestite به معنای دگرجنس‌پوشی در معنای خاص است. یعنی فردی که علاقه دگرجنس‌پوشی دارد و این کار را برای تحریک یا علاقه انجام می‌دهد. Transvestite و crossdress کاملا هم معنی هستند. Transvestite از دو کلمه Trans   به معنای فراتر، آنسوی و vestite که از کلمه vestire در زبان آلمانی به معنای پوشش مشتق شده است. (+)
اصطلاح crossdress  نیز از دو بخش cross به معنای مخالف(+)  و dress به معنای پوشش تشکیل شده است. در ایران اصطلاح رایج زنانه پوشی است

Hermaphrodite: هرمافرودیت، خنثی و دوجنسه اصطلاحاتی هستند که برای این واژه در ایران به کار می رود. این کلمه با واژه intersex هم معنی است.(+)

------------------------------

هویت جنسی

هویت جنسیتی (به انگلیسی: gender identity) به معنای تشخیص ذهنی فرد از خود به عنوان مرد یا زن است(+). تشخیص هویت جنسیتی از کودکی شروع می شود و در نوجوانی تقویت می شود و به ثبات میرسد(+). هویت جنسیتی فرد در واقع شامل رفتارهای بیرونی فرد در جامعه, خانواده و یا در ذهن خود فرد است که ممکن است مردانه یا زنانه باشد و ممکن است رفتار بیرونی فرد (gender Expression) با اندام های جنسی زمان تولدش سازگار و یکسان نباشد. به عنوان مثال ممکن است فردی با اندام جنسی زنانه متولد شود اما رفتار مردانه داشته باشد و هویت جنسیتی فرد مردانه باشد(+). تشخیص هویت جنسیتی فرد رابطه نزدیکی با فرهنگ جامعه مورد نظر دارد. ممکن است رفتاری در فرهنگ یک جامعه زنانه تلقی شود اما در جامعه دیگر مردانه(+). در اکثر جوامع جنسیت را بر دو مبنای زنانه و مردانه می سنجند اما ممکن است فرد خود را هیچ کدام و یا هردو (مانند دوجنسیتی‌ها) و یا جنسیت سوم تصور کند (مانندهیجراها).اختلال هویت جنسیتی یا اختلال هویت جنسی زمانی رخ میدهد که ذهنیت فرد از جنسیت خویش با اندام جنسی زمان تولد خود متفاوت است (مثلا فرد با اندام جنسی مردانه متولد شده اما خود را زن تصور می‌کند و رفتار زنانه می‌کند).به این افراد به اصطلاح دگرجنسگونه یا تراجنسیتی گفته می‌شود این اختلال ممکن است در کودکی و یا در زمان بلوغ رخ دهد(+)

رفتار جنسیتی
رفتار جنسیتی (به انگلیسی: Gender Expression) به رفتارهای بیرونی فرد گفته می شود که ممکن است زنانه یا مردانه باشد. رفتار جنسیتی یک طیف پیوسته است و بین رفتار مردانه رفتار زنانه طیفی به نام جنسیت عجیب وجود دارد که رفتارهایی مخلوط از دو جنس را انجام می‌دهند(+)

در ایران
در جامعه ایران صفاتی که فرد را مردانه یا زنانه میخوانند به دو گروه تقسیم می‌شود.
  • صفات اثبات وجودی: مانند رهبری، سلطه، استقلال، رقابت جویی، فردیت و قدرت
  • صفات یکپارچگی: مانند همدردی، محبت و تفاهم

بر این اساس میتوان هویت جنسیتی را در ایران به چهر گروه تقسیم کرد:
  • مردانه
  • زنانه
  • هیچکدام
  • هم مردانه و هم زنانه

اگر صفات اثبات وجودی بالا و یکپارچگی پایین باشد رفتار را مردانه و فرد را مرد، اگر صفات یکپارچگی بالا و صفات اثبات وجودی پایین باشد رفتار را زنانه و فرد را زن، اگر اثبات وجود و صفات یکپارچگی هردو پایین باشد فرد را بی‌جنسیت (یا نه مرد نه زن) و اگر همزمان صفات اثباتی و یکپارچگی بالا باشد فرد را دوجنسیتی میخوانند(+)

در اسلام
دین اسلام جنسیت را تنها به دو گروه زن یا مرد تقسیم می کند. در قرآن در سوره قیامت به وضوح انسان را به دو گروه مرد و زن تقسیم می‌کند(+)

أَلَمْ یَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنىِ‏ٍّ یُمْنىَ‏،ثمُ‏َّ كاَنَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى‏،فجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَینْ‏ِ الذَّكَرَ وَ الْأُنثىَ

یعنی: آیا او نطفه‏اى از منى كه در رحم ریخته مى‏شود نبود؟! ، سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت، ،و از او دو زوج مرد و زن آفرید(سوره قیامت آیه 37 تا 39)

نکته دیگر این است احکام شرعی اسلامی برای دو گروه مرد و زن تعیین شده است و فردی که خنثی و یا دوجنسیتی باشد باید به یکی از دو گروه مرد یا زن ملحق شود تا احکام اسلامی را انجام دهد(+). همچنین افرادی که نمیتوانند به یکی از دو گروه ملحق شوند (افرادی که از روی هیچ نشانه جسمی و یا رفتاری نمیتوان به دو گروه زن یا مرد تعلق بگیرند) باید هم احکام مردانه و هم احکام زنانه را به طور کامل رعایت کنند(+)


------------------------------

دوجنسیتی

با دوجنسی اشتباه نشود

دو جنسیتی (به انگلیسی: bigender) یک اصطلاح است که افرادی را توصیف می‌کند که رفتار اجتماعی بین زنانه و مردانه دارند.(+) این اصطلاح توسط انجمن روانشناسی آمریکا در گروه تراجنسیتی طبقه بندی می‌شود.(+)
یک بررسی در سال ۱۹۹۹ که توسط گروه بهداشت عمومی سان فرانسیسکو انجام شد نشان داد که در بین تراجنسیتی‌ها کمتر از۳٪ از کسانی که از نظر ژنتیکی مرد و کمتر از ۸٪ از کسانی که به طور ژنتیکی زن هستند دوجنسیتی هستند(+)

دوجنسیتی و androgyny
تفاوت دوجنسیتی‌ها و androgyny در این است که دوجنسیتی‌ها بین رفتار مردانه و زنانه حرکت می‌کنند یعنی گاهی رفتار مردانه و گاهی رفتار زنانه انجام می‌دهند و گاهی زنانه، گاهی با صدای زنانه و گاهی با صدای مردانه و غیره. اما در androgyny فرد رفتار زنانه و مردانه را همزمان با هم انجام می‌دهد. در واقع دوجنسیتی‌ها در یک لحظه به طور کامل زنانه و یا مردانه رفتار می‌کنند اما یک androgyny در یک لحظه ترکیبی از رفتار مردانه و یا زنانه را دارد(+)

رفتار دوجنسیتی‌ها
دوجنسیتی‌ها مایل به طی کردن مراحل تغییر(هورمون درمانی، جراحی و غیره) نسیتند زیرا این افراد خود را هم مرد و هم زن میدانند و نمی‌توانند به یکی از این دو جنس تغییر کنند دو جنسیتی‌ها مانند دیگر دگرجنسگونه‌ها جسم خود را اشتباه تصور نمی‌کنند و مایل به تغییر در جسم خود نیستند(+)

------------------------------

ترنس زن ، ام تو اف ، MTF

ترنس زن (به انگلیسی: trans woman) یا ام تو اف (به انگلیسی: MTF) به تراجنسی‌ها و تراجنسیتی‌هایی گفته میشود که در زمان تولد با اندام جنسی مردانه متولد شده‌اند ولی در جامعه به عنوان یک زن شناخته میشوند.(+) اصطلاح دگرجنسگونه مرد به زن را نمیتوان به جای تراجنسی مرد به زن استفاده کرد البته این اشتباه رایج است و معمولا اکثر افراد این دو را به جای هم استفاده میکنند. این تفاوت از آنجا است که تراجنسی‌های مرد به زن در هنگام تولد با اندام جنسی مردانه متولد شده‌اند ولی بر اساس تشخیص جامعه و رفتارهای اجتماعی به عنوان یک زن شناخته میشوند و این افراد معمولا مراحلی را برای تغییر جنسیت انجام میدهند که به آن مراحل تغییر گفته میشود اما دگرجنسگونه مرد به زن یک اصطلاح گسترده است که به تمام افرادی گفته میشود که در هنگام تولد به عنوان مرد شناخته شده‌اند اما در جامعه به عنوان زن شناخته میشوند ( که میتواند تراجنسی‌ها را نیز در بر بگیرد) لزوما جراحی تغییر جنسیت و مراحل تغییر را انجام نمیدهند. دگرجنسگونه مرد به زن میتواند شامل درگ کوئین‌ها، مبدل‌پوش‌ها، جنسیت عجیب و یا دوجنسی‌ها باشد.(+)

واژه شناسی
اصطلاح تشخیص جنس اشاره به مشخص کردن جنسیت فرد بر اساس ظاهر اندام‌های جنسی میباشد(+)
اصطلاح تشخیص جنسیت اشاره به مشخص کردن زن یا مرد بودن فرد بر اساس رفتارهای اجتماعی و حالات ذهنی خود فرد است. ممکن است جنسیت افراد با جنس افراد متفاوت باشد(+)
اصطلاح مراحل تغییر به مراحلی اشاره دارد که فرد انجام میدهد تا جامعه وی را به عنوان جنسیت مورد تصورش قبول کند. این مراحل شامل موارد زیر است:
  • درمان های پزشکی مانند جراحی تغییر جنسیت و هورمون درمانی

  • تغییر مدارک شناسایی مانند اسم، شناسنامه، گذرنامه و غیره

  • تغییرات ظاهری مانند تغییر در پوشش، وسایل، صدا، حالات بدن و غیره

لزوما تمام مراحل بالا انجام نمیشود و ممکن است فردی بعضی از اقدامات را انجام ندهد.(+) تمام تراجنسی‌ها و دگرجنسگونه‌ها مراحل تغییر را انجام میدهند اما معمولا تنها تراجنسی‌ها اقدامات پزشکی را انجام میدهند. یکی از مراحل اصلی درمان پزشکی در تراجنسی‌های مرد به زن هورمون درمانی به وسیله استروژن است تا به وسیله آن صفات ثانویه زنانگی را (مانند سینه، تجمع چربی در قسمت ران و باسن، نسبت دور کمر به باسن و غیره) را به دست اورند این اقدامات ممکن است همراه با جراحی تغییر جنسیت نیز باشد تا فرد را از آشفتگی جنسیتی رها سازد(+)
ترنس زن‌هایی که احساس مراحل تغییر را به صورت کامل انجام داده‌اند تنها زن خطاب میشوند و اصطلاحات ترنس زن، ام تو اف و یا مرد به زن تنها به افرادی گفته میشود که هنوز مراحل تغییر را به اتمام نرسانده‌اند(+)

نوشته‌های وابسته



------------------------------

ترنس مرد ، اف تو ام ، FTM

اف تو ام (به انگلیسی: FTM) یا ترنس مرد (به انگلیسی: trans man) به تراجنسی‌ها و تراجنسیتی‌هایی گفته می‌شود که در زمان تولد با اندام جنسی زنانه به دنیا آمده‌اند ولی در جامعه به عنوان یک مرد شناخته می‌شوند.(+)(+)
واژه تراجنسی زن به مرد را نمی‌توان به جای دگرجنسگونه زن به مرد به کار برد اگرچه معمولا این اشتباه انجام می‌شود و این دو کلمه را به جای هم به کار می‌برند. تفاوت این دو کلمه از آنجا است که دگرجنسگونه‌های زن به مرد تنها بر اساس رفتار اجتماعی به عنوان یک مرد شناخته می‌شوند ولی در تراجنسی‌های زن به مرد ممکن است با جراحی تغییر جنسیت اندام‌های جنسی نیز به شکل مردان تبدیل شود. دگرجنسگونه‌های زن به مرد معمولا جراحی تغییر جنسیت را انجام نمی‌دهند.

واژه شناسی
اصطلاح ترنس مرد یا اف تو ام در واقع خلاصه دو واژه تراجنسی زن به مرد و دگرجنسگونه زن به مرد هست.(+) ممکن است منظور از ترنس مرد یا ام تو اف یک دگرجنسگونه زن به مرد، یک تراجنسی زن به مرد، هیچکدام یا هردو باشد.(+) دگرجنسگونه زن به مرد یک اصطلاح گسترده‌است که به تمام کسانی اشاره می‌کند که در زمان تولد به عنوان زن شناخته شده‌اند ولی در رفتار اجتماعی مرد شناخته می‌شوند مانند درگ کینگ‌ها، مبدل‌پوش‌ها، دوجنسه‌ها، دوجنسیتی‌ها و جنسیت عجیب‌ها و تمام افراد دیگر که به عنوان دگرجنسگونه شناخته می‌شوند.(+)
برخلاف دگرجنسگونه زن به مرد، تراجنسی زن به مرد منحصرا به تراجنسی‌هایی اشاره می‌کند که در زمان تولد به عنوان زن شناخته شده‌اند ولی خواهان مرد شدن هستند، البته گاهی اصطلاح مرد جدید نیز برای تراجنسی‌هایی به کار می‌رود که جراحی تغییر جنسیت را انجام داده‌اند و دارای اندام‌های مردانه هستند(+)

مراحل تغییر
منظور اقداماتی است که فرد برای تغییر از زن به مرد انجام می‌دهد. تراجنسی‌های زن به مرد ممکن است دست به هورمون درمانی و جراحی تغییر جنسیت بزنند و جسم خود را به طور دلخواه مطابق به جنس مورد نظر خود تبدیل کنند اما لزوما تمام تراجنسی‌ها و دگرجنسگونه‌ها برای جراحی اقدام نمی‌کنند.

برای تغییر معمولا مراحل زیر باید انجام شود:   (+)
  • تغییر اجتماعی: که شامل تغییر نام، تغییر پوشش و ابراز خود به خانواده، دوستان و محل کار است 

  • مراحل تغییر جنسیت، هورمون درمانی و یا جراحی تغییر جنسیت

  • اصلاح نام و مشخصات در مدارک شناسایی (بستگی به قوانین کشورمورد نظر دارد)[۸]، ورود به جامعه به عنوان مرد کامل (این اقدام برای کسانی که جراحی نکرده اند مشکل است)، بعضی از ترنس های مرد ممکن است پیش از جراحی مایل باشد در بعضی شرایط به عنوان زن حضور پیدا کنند (مانند محل کار) و بعد از جراحی همیشه به عنوان مرد حضور پیدا می کنند


نوشته وابسته



------------------------------

هجرا

اصطلاح هجرا ( Hijra ) از زبان اردو است که از ریشه عربی هجر به معنای ترک کردن قبیله وارد زبان اردو شد و به صورت وام واژه وارد زبان هندی شده است. معنای دیگر hijra  همان هجرت است(+)
در فرهنگ جنوب اسیا به برخى ترنسجندرها هجرا گفته میشه



------------------------------


دگرباش

شاید تا حالا در سایت ها یا برخی نوشته ها با اصطلاح دگرباش روبرو شده باشید.
مشخص نیست این اصطلاح اولین بار از کجا شروع شد.
این کلمه از دو بخش دگر به معنای دیگر، دیگری و باش به از ریشه باشیدن به معنای بودن یا زیستن تشکیل شده که در واقع ترجمه ای از کلمه LGBT یا ترجمه ای از کلمه QUEER هست
LGBT در واقع همون اولین حرف های کلمات Le.sb.ia.n, G.a.y, Bi.se.xu.al و Transgender هست
Queer هم در واقع یعنی کسی که سلایق جنسی متفاوت از بقیه داره.
کلمه دگرباش چندان جا افتاده نیست و تقریبا مجهول هست تا حدودی.
البته اشکالاتی هم بهش وارد میشه که که از نظر قواعد ادبی این کلمه حالت امر گونه داره و درواقع داره امر میکنه به دیگر بودن یا به گونه ای دیگر زیستن ولی خب فعلا تنها اصطلاح فارسی هست

------------------------------

مقیاس هری بنجامین

در اين مطلب مقیاس هری بنجامین را توضيح ميدهيم و در اخر به اين نكته ميرسيم كه ترنسكشوال های واقعی چه كسانی هستند و متوجه ميشويم كه افراد زيادی وجود دارند كه شباهت زيادی به ترنسها دارند ولی تفاوت های اساسى  زيادی نيز دارند
قبل از ادامه مطلب ذكر چند نكته الزامی است:
١.اين مطلب صرفا اموزشی است و استفاده های ديگر از ان مسئوليتی را متوجه انجمن نخواهد كرد
٢. به دليل استفاده از اصطلاحات جنسی و مطالب ان، خواندن اين مطلب به افراد زير ١٥ سال توصيه نمی شود و ممنوع است.
٣. اين مطلب ترجمه ای از نويسندگان خارجی است و تا حد امكان سعی بر هماهنگی ان با محيط ايران شده است ولی ممكن است بعضی مطالب ان با ايران سازگاری نداشته باشد
٤. انتشار اين مطلب به هر نوع مجاز بوده و به اگاهى جامعه كمك خواهد كرد
حق معنوی مترجم( انجمن ترنس گمنام) بر عهده شما


مقياس هويت جنسی هری بنجامين تلاشى برای دسته بندی و فهميدن  انواع ترنس وستيت ها و ترنسكشوال ها كه اندام جنسی مردانه دارند است كه شامل هفت شاخص است (٣شاخص برای ترنسوستيت ها ، ٣شاخص براي ترنسكشوال ها و يك شاخص برای مردان معمولی).
در مقياس هری بنجامين ، مقياس ديگری نيز استفاده ميشود كه به ان مقياس گرايش جنسى kinsey گفته می شود
ابتدا لازم است تا مقياس  kinsey را نشان دهيم
٠.منحصرا دگرجنس گرا است و به هيچ عنوان همجنس گرا نيست
١.غالبا دگرجنس گرا و به صورت ضمنی همجنسگرا است
٢.غالبا دگرجنس گرا و كمی همجنس گرا است
٣. هم دگرجنس گرا و هم همجنس گرا است (bisexual)
٤.غالبا همجنس گرا و كمی دگرجنس گرا است
٥.غالبا همجنس گرا و به صورت ضمنی دگرجنس گرا است
٦.منحصرا همجنس گرا است و به هيچ عنوان دگرجنس گرا نيست


لازم به ذكر است مقياس kinsey بر اساس جنسيت جسمی است. به عنوان مثال شماره ٥ به اين معنا است كه يك فرد اكثرا به همجنس فيزيكی خود (جدا از اينكه تصور ميكند خود يك زن است يا مرد) گرايش دارد و بسيار كم به جنس مخالف فيزيك خود ( جدا از اينكه تصور ميكند خودش زن است يا مرد) گرايش دارد. يعنی اين مقياس تنها به اندام های جنسی توجه دارد و  به تفكر ذهنی فرد كه ايا يك زن است يا يك مرد هيچ توجهى ندارد

اكنون به سراغ مقياس هری بنجامين ميرويم
حالت اول: ترنس وستيت (غير واقعی)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: پوشش مردانه، گاهی اوقات پوشش جنس مخالف و زندگى در نقش يك مرد معمولی
رفتار جنسى فرد: يك دگرجنس خواه ، bisexual يا يك همجنس خواه است و تغيير پوشش تنها برای فانتزی های ذهنی خودش است
مقياس kinsey: صفر تا ٦
احتياج به جراحى تغيير جنسيت: مايل به انجام ان نيست واحتياجى ندارد
احتياج به هورمون درمانی: مايل به انجام ان نيست و احتياجى ندارد
احتياج به روان درمانى: مايل به انجام ان نيست يا احتياجى به ان ندارد
نكته : تغيير پوشش به صورت كم و گهگاه انجام ميدهد

حالت دوم: ترنس وستيت ( علاقه مند)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: به صورت يك مرد زندگی ميكند و و تغيير پوشش را به صورت دوره ای و در بعضی مواقع انجام ميدهد،در زير پوشش مردانه از پوشش زنانه استفاده ميكند
رفتار جنسی فرد: يك دگرجنس خواه و در بعضی مواقع به صورت خفيف bisexual. احساس گناه ميكند و گاهی اوقات از اين كار دست ميكشد
مقياس kinsey: صفر تا ٢
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: به هيچ عنوان
احتياج به  هورمون درمانی : به صورت خفيف علاقه مند است. استفاده از هورمون برای درمان اين فرد مفيد است
احتياج به روان درمانى: به ان احتياج دارد و كمك ميكند
نكته: گاهی از رفتار زنانه و مردانه تقليد ميكند و ممكن است اسم نيزبرای خود انتخاب كند

حالت سوم: ترنس وستيت (واقعى)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه ( ولی با عتقاد كمتری نسبت به حالت اول و دوم و شك به يقين)
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی:هميشه از پوشش زنانه استفاده می كنند و يا هر زمان موقعيت استفاده از پوشش زنانه داشته باشند اين كار را انجام ميدهند و اگر هيچ شانسی نداشته باشند در زير پوشش مردانه از پوشش زنانه استفاده ميكنند، تا حد امكان به صورت يك زن زندگی ميكنند
رفتار جنسی فرد: يك دگر جنس خواه ، به جز زمانی كه پوشش خود را عوض ميكنند
مقياس kinsey: صفر تا ٢
احتياج به جراحی تغيير جنسيت:در حقيقت ان را رد ميكند و مايل نيست ولی از فكر كردن به ان لذت ميبرد
احتياج به  هورمون درمانی: به عنوان يك تجربه و امتحان به ان علاقه دارد
احتياج به روان درمانى: معمولا به درمان فرد كمك ميكند
نكته: ممكن است تصور كند ٢ شخصيت دارد. به ترنسكشوال بودن علاقه دارد

حالت چهارم: ترنسكشوال ( بدون جراحى)
جنسيت ذهنی فرد: قاطع نيست. مردد است بين ترنس وستيت بودن و ترنسكشوال بودن
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: هرگاه فرصت كند به پوشش جنس مخالف در می ايد تا مقداری از نارضايتی خود را كم كند. گاهی يك مرد و گاهی يك زن است
رفتار جنسی فرد: حس جنسی كم دارد، ممكن است حتی دچار بی ميلی جنسی باشد، تا حدودی نارضايتی جنسی دارد، ممكن است يك bisexual باشد. حتی ممكن است ازدواج كند و بچه دار شود
مقياس kinsey: ١ تا ٤
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: به ان علاقه دارد ولی هيچ گاه تقاضای انجام ندارد
احتياج به  هورمون درمانی: به ان نياز داد تا رفتار و احساسات خود را به حالت نرمال بازگرداند
احتياج به روان درمانی: تنها برای راهنمايی و گرنه يا ان را نمی پذيرد و يا تاثيری نخواهد داشت
نكته: زندگی اجتماعی وی شديدا تحت تاثير از محيط زندگی شخص است

حالت پنجم: ترنسكشوال واقعی ( با شدت متوسط)
جنسيت ذهنی فرد: زنی كه در جسم مردانه اسير شده است
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: تا حد امكان به صورت يك زن با مسئوليت های اجتماعی يك زن زندگی ميكند و پوش زنانه تا حدودی نارضايتی وی را كم ميكند و نارضايتی جنسی دارد
رفتار جنسی فرد: حس جنسی كم دارد غالبا به همجنس گرايی كشش دارد ( منظور هم جنس فيزيكی است يعنی به مرد گرايش دارد)
مقياس kinsey: ٤تا ٦
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: برای ان درخواست ميدهد و ان را اعلام ميكند
احتياج به هورمون درمانی: برای تغيير ظاهر و مقدمه جراحی تغيير جنسيت به ان احتياج دارد
احتياج به روان درمانی: ان را رد ميكند و هيچ تاثيری بر وی ندارد و تنها به مشاوره برای راهنمايی گوش ميدهد
نكته: در ارزوی جراحی تغيير جنسيت است و برای ان تلاش ميكند

حالت ششم: ترنسكشوال واقعی ( با شدت بالا)
جنسيت ذهنی فرد: زنانه ، با وجود تمام وارونگی های فيزيكی
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: تا حد امكان به صورت يك زن و مسئوليت های اجتماعی يك زن زندگی ميكند و نارضايتی جنسی شديد دارد و پوشش زنانه وی را كاملا راضی نميكند
رفتار جنسی فرد: شديدا و تنها  مايل به رابطه عاشقانه با يك مرد به عنوان يك زن معمولی است، ممكن است ازدواج كند و مايل به بچه دار شدن است
مقياس kinsey: ٦
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: مصرانه و شديدا مايل به انجام ان است و در اكثر مواقع به ان دست پيدا ميكند
احتياج به هورمون درمانی: برای ارامش و راحتی به ان نياز دارد (تغيير صفات ثانويه)
احتياج به روان درمانی:  تنها برای ارامش و راهنمايی
نكته: از اندام های جنسی مردانه خود به شدت نفرت دارد و در صورت نا اميد شدن از تغيير جنسيت ممكن است اقدام به قطع عضو و صدمه به خود كند

هری بنجامين در ادامه ياداور ميشود كه اين حالات قطعا شش نوع نيست و ممكن است حالات ديگری نيز باشد كه شفاف و واضح نيستند
ديدگاه ها مدرن در مورد مسايل هويت جنسی با ديدگاه هری بنجامين متفاوت است و گرايش جنسی را به عنوان معيار تفاوت ترنس وستيت و ترنسكشوال حذف كرده اند. و همچنين ترنس وستيت علاقه مند ( حالت دوم) را از اين طيف حذف كرده اند و به عنوان پديده ای مجزا ان را بررسی ميكنند ولى با اين وجود مقياس بنجامين هنوز مقياس قوى براى دسته بندى ترنسكشوالها و ترنسوستيت ها است

همانطور كه مشاهده شد ترنسهاى واقعى تنها به حالت پنجم و ششم گفته ميشود و حالتهاى ديگر با وجود شباهت زياد به ترنسها تفاوت هاى اساسى زيادى دارند و به عنوان ترنسكشوال شناخته نميشوند.
حالت چهارم نیز با اینکه ترنسکشوال خوانده میشود ولی شدت بسیار کمی دارد و در ایران به این گونه افراد مجوزی اعطا نمیشود
در اديان الهى ، اسلام شيعه تنها حالت هاى پنجم و ششم را تاييد كرده و حكم به بلامانع بودن تغيير جنسيت در اين افراد را داده است و متاسفانه مسيحيت و يهود هيچ يك از اين حالت ها را تاييد نميكنند

منابع:
Benjamin, H. (1966). The transsexual phenomenon. New York: Julian Press, page 23.


------------------------------

ترنسجندر

transgender معرف يك گروه از افراد است كه حالات و رفتارهايی دارند كه به راحتى نمى شود انها را به گروه زن يا مرد اطلاق كرد. در ادامه مطلب به معرفى ترنسجندر، تاريخچه، افراد موثر و زير گروه هاى ان ميپردازيم.
قبل از ادامه ذكر چند نكته لازم است:
١. اين مقاله صرفا اموزشى است و استفاده هاى ديگر از ان مسئوليتى را متوجه این وبلاگ نخواهد كرد.
٢. به دليل استفاده از واژه هاى جنسى و مطالب ان خواندن اين مطلب براى افراد زير ١٥ سال ممنوع مى باشد و توصيه نمى شود.
٣. اين مطلب ترجمه اى از نويسندگان خارج از ايران است و تا حد ممكن سعى بر هماهنگى ان با فرهنگ ايران شده است ولى ممكن است بعضى مطالب در مورد ايران صدق نكند.
٤. هرگونه انتشار و تكثير اين مطلب ازاد بوده و باعث اگاهى ديگران خواهد شد
حق معنوى مترجم (انجمن ترنس گمنام) بر عهده شما


ترنسجندر يك اسم عمومى براى افراد، عقايد و گروه هايى است كه مايل به تغيير قواعد فرهنگى و اجتماعى  و فيزيكى جنسيت خود مى باشند
ترنسجندر به معناى ديگر يعنى يك فرد كه  خود را به صورت زن، مرد، دوجنسه، يا بدون جنسيت ببيند ولى ديگران فرد را از لحاظ ظاهرى يا ژنتيكى به صورت ديگر ببينند. ترنسجندر يك گرايش جنسى نيست. يك ترنسجندر به عنوان يك فرد ميتواند يك hetrosexual, hom.ose.xual, b.ise.xu.al, pan.sex.ual ويا asexual باشد
بعضى ترنسجندرها تصور ميكنند كه برچسبهاى گرايش جنسى كامل نيست و براى انها تطبيق نميكند

سير تكامل اصطلاح Transgender
Transgender از دو بخش trans به معنای مخالف و gender به معنای جنسيت جسمی تشكيل شده است
اصطلاح Transgender در سال ١٩٧٠ ميلادى مطرح شد و به افرادى اطلاق ميشود كه مايل هستند  بدون اعمال جراحى و مراحل  پزشكى به صورت جنس مخالف زندگى كنند در سال ١٩٨٠ اين اصطلاح گسترش يافت و به صورت يك چتر حمايت براى كسانى ايجاد شد كه از هويت جنسى زمان تولد خود ناراضى هستند.
در سال ١٩٩٠ اين اصطلاح يك بعد سياسى پيدا كرد و تمام افرادى را تحت پوشش قرار داد كه به صورت عادى قابل جنسيت بندى نيستند و براى مساوات انها در قانون گذارى و امور اجتماعى تلاش ميكند

ترنسكشوال در مقابل ترنسجندر
ترنسكشوال شباهتى به ترنسجندر ندارد نه در بحث پزشكى و نه در بحث روانشناسى
اين بحث اولين بار توسط هری بنجامين در كتاب 'پديده ترنسكشواليسم' مطرح شد و او ترنسكشواليسم را توسط مقياسی كه 'مقياس بنجامين' خوانده ميشود تحت بررسی قرار داد كه سطوح مختلف ترنسكشواليسم را مشخص ميكند كه شامل: ترنسكشوال جراحی نشده ، ترنسكشوال واقعی با شدت متوسط و ترنسكشوال واقعی با شدت بالا می شود
اكثر ترنسها اعتقاد بر اين دارند كه 'ترنسكشوال واقعی' در ارزوی  جراحی و تغيير جنسيت هست. طبق تعريف هری بنجامين از 'ترنسكشوال واقعی با شدت متوسط' يعنی افرادی كه  احتياج به تستسترون و استروژن و دارو به عنوان پيش زمينه جراحی دارند.
اين مطلب از ابتدا مطرح بوده است كه ترنسكشوال برخلاف بقيه ترنسجندرها به تغيير در اندام هاى جنسى ميپردازد و به همين خاطر اكثر ترنسكشوالها خود را از ترنسجندرها جدا ميبينند و البته ترنسجندرها نيز علاقه اى به همگروه شدن با ترنسكشوالها ندارند

Charles "Virginia" Prince موسس سازمان tri-ess  و ابداع كننده كلمه ترنسجندر هميشه مايل به جدا كردن خود از ترنسكشوالها بود وی در كتاب "Men Who Choose to Be Women," نوشته: من سرانجام تفاوت ميان  s.e.x و gender را متوجه شدم و اين كه تغيير s.e.x ساده است ولی تغيير gender نه. در نوشته های اكادميك فرق اين ٢ مشخص است ولی در فلسفه اين تفاوت بارها رد شده است. به هر حال s.e.x به دسته بندي مرد يا زن بودن با توجه به اندام جنسى است ولی gender زن و مرد را بر اساس رفتار اجتماعی و معاشرتی جدا ميكند . وی با اين كار افراد زيادی را از اسم ترنسكشوال جدا كرد

تشخيص ترنسجندر
زماني كه يك فرد خود را به عنوان يك ترنسجندر می شناسد با زير گروه های مختلفی روبرو میشود كه شامل: transsexual, trans.vesti.te or cross.dress, bi.gender, an.dro.gyne و gend.erqu.eer می شود كه هر كدام را به اختصار توضيح ميدهيم

transsexual
از ٢ كلمه trans به معناى فرا در زبان لاتین و یا trans به معنای مخالف در زبان المانی و sexual به معناى جنسيت جسمى تشكيل شده است
ترنسكشوال به افرادی گفته می شود كه جنسيتی روانی مخالف با اندام جنسی متولد شده با ان دارند و در تلاش و ارزوی زندگی با جنسيت و اندام جنسی  و مسئوليت اجتماعی متانسب با جنس دلخواه خود هستند يك ترنسكشوال تمايل دارد پروسه تغيير جنسيت را طی كند يعنی اندام جنسی و ظاهری خود را به صورت جنس مخالف تغيير دهد و پس از اين تغيير لزوما يك ترنسكشوال يا ترنسجندر نيست و تنها يك مرد يا يك زن است. كسانی كه پس از تغيير باز هم خود را ترنسكشوال میداند يك انتخاب شخصی است، ممكن است نخواهد زندگی پيش از تغيير را فراموش كند يا برای كمك به ترنسهاي ديگر اين كار را بكند يا هر دليل شخصى ديگر

نماد:
نماد ترنسكشواليسم يك دايره بنفش است كه در اطراف ان نماد زن، مردو دو جنسه قرار دارد گاهى نيز به صورت يك پروانه است كه ٢شاخك ان نماد زن و دوجنسه و دم ان نماد مرد است


tra.nsv.estite or cross.dress
tra.nsve.stite يك كلمه المانی است كه در سال ١٩٢٠ وارد ادبيات شد. trans به معنای مخالف و vestite به معنای پوشش است
ترنس وستيت يك دگرپوش است يعنى كسى كه به پوشش و ظاهر جنس مخالف در مى ايد ترنس وستيت يك مترادف و هم معنى براى كراس درس است كه البته اصطلاح cross.dress رايج تر و عمومى تر از tran.sves.tite است. اصطلاح cross dress  به خوبى در نوشته ها و مطالب مربوطه مشخص شده نيست
پروفسور Michael A. Gilbert اين تعريف را ارئه ميدهد: يك cross.dresser كسى است كه يك هويت جنسى واضح و مشخص دارد كه همان جنسيت بيولوژيكى زمان تولدش است و پوشش جنس مخالف را انتخاب ميكنند كه دلاليل مختلفى دارد بعضى افراد ممكن است به دلايل مختلفى مانند؛ بازى در يك نقش، مراسم و ايين ها و دلايلى از اين قبيل در پوشش جنس مخالف در بيايند ولى لزوما يك crossd.resser نيستند يك cross.dresser  به عنوان جنس مخالف شناخته نميشود و مايل به اموزش و تمرين رفتارهاى جنس مخالف نيست و به هيچ عنوان به دنبال تغيير جسمى به جنس مخالف نيست

gend.erqu.eer
gend.erq.ueer يك تجربه جديد برای معنی بخشيدن به جنسيت كسانی است كه در معناشناسی زن و مرد قرار نمی گيرند. به عنوان مثال يك فرد كه در زمان تولد يك زن به دنيا می ايد ولی حالات و رفتار مردانه دارد، در اجتماع خود را زن تصور می كند از لحاظ گرايش جنسی به زنان گرايش دارد، ريش می گذارد، لباس زنانه می پوشد و...! اين فرد از هيج يك از كليشه های زن/مرد بودن پيروى نمى كند و تركيبی از رفتارهای هر ٢ گروه است.
در صفر و يك زن و مرد بودن gend.erq.ueer نامفهوم و مطرود است
به نوعى gend.erq.ueer جنسيت عجيب است

نماد:
نماد gen.derq.ueer یک پرچم ۳ رنگ است که بنفش کمرنگ در بالاترین قسمت ان به معنی کسانی است که احساس می‌کنند هر دو جنسیت را دارند رنگ سبز در وسط به معنی کسانی است که احساس می‌کنند مرد یا زن نیستند و سفید در پایین ترین بخش ان به این معنی است که gen.derq.ueer ذر منطق صفر و یکی زن یا مرد بودن معنا نمی‌دهد


androgyne
در قرن ١٦ از زبان يونان به صورت androgunos  وارد زبان لاتين شد كه andr به معنای مرد و gune به معنای زن است
 يك androgyne در چارچوب هيچ كدام از قواعد جنسيت جاي نميگيرد و هيچ فرم خاصی از گرايش جنسی نيست. androgyne ممكن است  بين زن و مرد باشد ،در حال حركت از مردانگی به زنانگی باشد (يا بر عكس)  يا هيچ جنسيتی نداشته باشد اين حالات ممكن است روحی و يا جسمی باشد. نام ديگر androgyne همان hermapherodit است كه در ايران رواج بيشتری دارد

bi-gender
يك bigender كسی است كه هم مردانه رفتار ميكند و هم زنانه. فرق bigender و gend.erq.ueer در اين است كه bigender در يك لحظه بر اساس يكی از كليشه هاي زن و مرد رفتار ميكند و در لحظه ديگر بر اساس كليشه ای ديگر ولی يك gend.erqu.eer در يك لحظه بر اساس مخلوطی از هر ٢ جنسيت رفتار ميكند.
تفاوت bi.gender  و bi.sex.ual در رفتار جنسی و اجتماعی است،يك bigender رفتار جنسی و اجتماعی ٢گانه دارد ولی يك bise.xu.al تنها رفتار جنسی ٢گانه دارد.

منبع:

----------------------------------