دلنوشته‌ی ترنسهای ایرانی _ امید

سلام من اونطوری که باید نمی توانم منظورمو خوب برسونم چون نویسنده خوبی نیستم به هر حال می بخشید .
---------------------------------------------------------------------------------------
آهای مردم من زمانی که جنینی بودم و روز به روز شکل می گرفتم یک ترنس بودم من هم مانند خیلی از مردم که دوچار مشکلات مادر زایی هستند به دنیا آمده ام حال چرا مرا منحرف می خوانید شاید شما هم زیاد مقصر نباشید چون اطلاعاتی در این زمینه ندارید اگر رساله آقای خمینی که در مورد افراد ترنس هست در تمام کتاب فروشی ها در پشت ویترین بود ؛یا دکتر های محترم در تمام زمینه ها از غدد گرفته تا...در رسانه ها بحث و گفتگو می کردند ؛ دیگر مرا منحرف نمی خواندی ؛ ای هم وطن تو حق قضاوت مرا نداری چون درد مرا احساس نمی کنی؛ من هم حق زندگی کردن دارم .  

دلنوشته‌ی ترنسهای ایرانی _سارا

دوست عزیز ،آقا و خانمی که حس میکنی ما هنجارهای جامعه قشنگتون رو میشکونیم . هموطن ، همشهری و همه اونهایی که از کنارم رد میشید و خودتون رو مرد یا زن کامل میدونید و ما رو منحرف یا آدم فضایی ، فقط یه چیز ازتون میخوام فقط یه تصور یه فرض ...
فقط کافیه اینگونه تصور کنید که شمایی که زن هستید بهتون بزور بگن باید لباسهای جنس مخالقتون رو بپوشید ، ازتون بخوان بجای لباسهای زنونه کت و شلوار بپوشیدو در جامعه حاضر بشید از شما بخوان کارهای مردونه انجام بدین رفتارهای مردونه داشته باشید احساسات مردونه داشته باشید کسی رو دوست داشته باشین که احساس میکنید هم جنس خودتونه  میبینید حتی تصورش هم نشدنی هست و آزاردهنده ...
میبنید این منم ، جسمم به سمتی روان است روحم به سمتی دیگر ...
پرنده‌ای در قفس ،
انسانی در آرزوی پروانگی
انسانی ، بله گفتم انسان ،بشری با همون گوشت و خون و احساسات شما که دوست دارد زندگی کند دوست داشته باشد و دوستش داشته باشن 
من و امثال من هیچوقت از بودن در این جسم اشتباه راضی نبودیم شاید بگویید که بخاطر عدم توجه به مسائل دینی اینگونه شده‌ایم ... ولی اگر اینگونه فکر میکنید سخت در اشتباهید ، من از همان زمانی که برای اولین بار فهمیدم عروسک برای من نیست ، صورتی و قرمز رنگ من نیست ، بعضی لباسها برای من نیست ، بعضی کارها شایسته من نیست ، حرف زدن و بازی کردن با دخترها مناسب من نیست بله از همان زمانی که شاید هنوز نمیدانستم فرق دختر و پسر در چیه شاید حتی هنوز درست نمیتوانستم حرف بزنم به این درد گرفتار بودم ...
حالا چه فکر میکنید ...

درد من سرطان نیست اما شما آنگونه با من برخورد میکنید که انگار من سرطان جامعه ام ...

فقط یک چیز 
آنچه من تراجنسی از شما میخواهم اندکی تامل است ...فقط همین 

دلنوشته‌ی ترنسهای ایرانی _ دختر مهر

من از تبار انسان
آری انسان ، اشرف مخلوقات خدا ،
همان اشرف مخلوقاتی که روزگاری خالق خود را بت میدانست و دلیلش ندیدن عینی خداوند و دیدن بت بود.
من نشانه ای از نشانه های خدا ،
من ترنسکشوآل ، مخلوقی که آنچه میبینید نیستم و از نشانه هایم پی به درونم میبرید درست مانند خالقم که به چشم سر دیده نمیشود اما اگر بخواهی با چشم دل نشانه های زیادی برای پی بردنش هست.
این راز خلقت ماست حیف که اشرف مخلوقات هنوزم مانند نیاکانشان تلاش برای پرستیدن دیدنیهای چشمشان میکنند نه تلاشی برای درک نشانه های عقلانی...

دلنوشته‌ی ترنسهای ایرانی _ سینا

آیا در دنیای ما همیشه همه چیز، آنطوری است که به نظر می رسد؟
من هم با شما موافقم!
گاهی در این دنیا چیزهایی وجود دارند که آنطوری که هستند به نظر نمیرسند!
من یک تراجنسی هستم
جنسیت من آنطور که به نظر می آید نیست
جنسیت من در درون من است...زنده است...وجود دارد...نفس میکشد
از شما انتظار ندارم مرا درک کنید،
فقط اگر یک روز به من فراتر از جنسیت نگاه کنید،
خورشید در آن روز برای من، درخشان تر خواهد بود.

دلنوشته‌ی ترنسهای ایرانی _ رزیتا

ما هم مثل خود شما انسان هستم

 با علایق،احساسات، استرسها، ترسها و مشکلات شما 

بین ماهم انسان خوب و بد وجود دارد . سالم  و ناسالم.

  ما احتیاج به ترحم نداریم . برای ما کافی هست که جامعه ما را قبول کند