نرخ بالای خودکشی در ترنس های آمریکایی


درباره تراجنسی ها نوشتن کار سختی نیست اما گاهی برخی تعصبات ممکن است در نوشته شما اثر بگذارد یا شاید کمبود اطلاعات شما درباره تراجنسی ها باعث بشود اشتباهاتی را انجام دهید که به جای کمک به تراجنسی ها، به آن ها آسیب بزنید.
رعایت برخی نکات می تواند در بهتر شدن مطالب شما کمک کنید.
پس در ادامه با محتا همراه باشید تا بیشتر بدانیم
۱.راهنمای معتبری را مطالعه کنید
بهتر است پیش از اینکه مطلبی را درباره تراجنسی ها بنویسید ابتدا متوجه شوید تراجنسی یعنی چه و با اصطلاحات آن آشنا شوید. شما میتوانید راهنمای آسوشیتدپرس و glaad را که حاوی اطلاعات به روز درباره تراجنسی ها است را مطالعه کنید و یا می توانید با جستجو در محتا و مخصوصا بخش بیشتر بدانیم اطلاعات به روز را به زبان فارسی بخوانید و با موضوع تراجنسی آشنا شوید.
به عنوان مثال تراجنسی بودن یک اسم نیست بلکه یک صفت است. مثلا شما نباید بنویسید “او یک مرد به دنیا آمد و اکنون تبدیل به یک تراجنسی شده است” این اشتباه است.
اینکه به یک تراجنسی بگوییم دوجنسه، شیمیل، همجنسگرا یا هر چیز دیگر در واقع ضعف علمی شما را می رساند یک تراجنسی هیچکدام از این ها نیست و هر کدام از این کلمه ها توصیف مشخص و جدایی از تراجنسی دارد
مطالعه راهنماها و کسب اطلاعات کمک میکند شما مطلب بهتر و جامع تری را بنویسید
۲.از صفات، کلمات و عکس های مناسب استفاده کنید
آخرین باری که برای زن یا مرد بودن خودتان مدرک آوردید کی بود؟ یا تا کنون چند بار مجبور شدید برای زن یا مرد بودن خودتان دلیل آوردید؟
هر کس باید خودش باید به شما بگوید زن است یا مرد نه اینکه شما هر طور دلتان خواست بگویید.
قرار نیست شما فکر کنید تراجنسی ها مریض هستند و درک درستی از خودشان ندارند و این شما هستید که درست درک میکنید طرف شما زن است یا مرد. شما نباید درباره هویت یک تراجنسی با او مجادله کنید و تصور کنید او اشتباه میکند.
درست این است که یک تراجنسی را با نام، ضمیر و صفتی صدا کنید که خودش میخواهد. از تصاویری استفاده کنید که خودش در اختیار شما گذاشته باشد و یا برای انتشارش رضایت داشته باشد. اگر دقیق نمیدانید و یا شک دارید بهتر است صادقانه از او سوال کنید تا اشتباه مرتکب نشوید.
۳.مراقب افشای اطلاعات خصوصی باشید
اگر در مطلب خود قرار است از زندگی یک تراجنسی بنویسید مراقب افشای اطلاعات محرمانه اش باشید. افشای هویت یک تراجنسی ممکن است به ضرر او تمام شود و باعث ایجاد مزاحمت و آزار و اذیت از سمت دیگران شود.
سالانه صدها تراجنسی در دنیا به خاطر ترنس بودنشان و تعصبات غیر منطقی مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. این اذیت ها و تجاوزات اغلب از سمت مردم غیر ترنسی است که می گویند زمانی که فهمیدند قربانی یک تراجنسی بوده شوکه شده بودند.
در ایالات متحده آمریکا، تراجنسی های رنگین پوست بیشتر در معرض خطر هستند. این به این دلیل است که از یک سو تعصبات نژاد پرستانه و از سوی دیگر تعصبات جنسیتی باعث عدم امنیت در تراجنسی های رنگین پوست می شود.
افشای اطلاعات محرمانه یک تراجنسی مانند آدرس، شماره تماس و یا هرچیزی دیگر که نباید رسانه ای شود ممکن است او را در وضعیت خطرناک و ریسکی قرار دهد و برای او گران تمام شود
۴.معرفی افراد تراجنسی وظیفه شما نیست
برخی تراجنسی ها بعد از جراحی از زندگی گذشته شان فاصله میگیرند و آن را فراموش میکنند، برخی با قسمتی از گذشته خود و برخی هم بدون مشکل با گدذشته خود کنار می آیند. هرکس تصمیم متفاوت و منحصر به فردی میگیرد. یک تراجنسی خودش تصمیم میگیرد که چطور مراحل تغییرش را بگذراند و به چه کسانی درباره گذشته اش بگوید یا نگوید.
شما به عنوان صاحب یک رسانه تنها مسئول نشر اخبار و داستانی هستید که با شما در میان گذاشته شده است. شما نباید درباره اسم قدیمی یک تراجنسی سوالی کنید اگر قرار بود یک تراجنسی هنوز از آن اسم استفاده کند که آن را تغییر نمی داد. شما نباید از یک تراجنسی بخواهید که عکس گذشته اش را به شما نشان دهد. او اگر بخواهد خودش درباره گذشته اش با شما صحبت میکند و چیزهایی را که لازم باشد میگوید ولی شما نباید به گذشته او تجاوز کنید
۵.تراجنسی بودن اصل ماجرا نیست.
تصور کنید شما قرار است درباره زنی بنویسید که یک باغ وحش بزرگ را در یک شهر کوچک تاسیس کرده است. شما ممکن است درباره پدر و مادرش بنویسید که یک زیست شناس بودند و فرزندشان را با عشق به حیوانات بزرگ کرده اند و یا درباره پولدار بودن این زن بنویسید ولی در این نوشته شما اصلا مهم نیست که این زن آیا یک تراجنسی بوده یا یک غیر تراجنسی.
این موضوع هیچ مشکلی را حل نمیکند و هیچ گره ای را از ماجرای این باغ وحش باز نمیکند
برخی اوقات شما در حال نوشتن یک موضوع هستید اما در وسط ماجرا متوجه می شوید که شخص مورد نظر شما زمانی هویت مردانه داشته باشد اما شما نباید گیج بشوید فقط باید کمی درباره تراجنسی ها بدانید. اینکه این زن قبلا چه شکلی بوده، نام قدبمش چه بوده یا چطور زندگی میکرده موضوع کار شما نیست بلکه هدف شما باغ وحش است.
پس مراقب باشید به حاشیه نروید و تراجنسی بودن را اصل ماجرا فرض نکنید
۶.مسائل خصوصی، خصوصی است
بحث جنسیت شباهت و نزدیکی فراوانی با بحث جنس و اندام جنسی دارد. درک جنسیت در مقایسه با اندام جنسی سخت تر است زیرا قابل لمس و عینی نیست.
از این رو معمولا در مطالب مربوط به تراجنسی بیشتر از اینکه به مراحل تغییر، احساسات و هویت جنسیتی پرداخته شود به اندام جنسی، فیزیک و ظاهر پرداخته میشود.
به تازگی در یک برنامه زنده تلویزیونی با اجرای کتی کوریک از دو چهره مشهور تراجنسی به نام های کارمن کررا و لاورن کاکس دعوت شده بود تا درباره مسائل تراجنسی بودن خود صحبت کنند.
اما مجری همچین اشتباهی انجام داد و سوالی خصوصی درباره اندام این دو زن پرسید و با واکنش منفی هر دو روبرو شد. آن ها جواب دادند این بدن ما است و اگر قرار بود درباره آن به دیگران توضیح دهیم آن را نمی پوشاندیم. این بدن ما است نه بدن شما که مجبور باشیم درباره آن توضیح دهیم. بدن ما شوخی نیست که درباره آن توضیح دهیم همانطور که شما نباید درباره بدن خود به ما توضیح دهید.
۷.تراجنسی ها فریبکار نیستند
وقتی یک غیر ترنس بخواهد نفرت پراکنی کند یا بر ضد تراجنسی ها چیزی بنویسد فورا می گوید تراجنسی ها فریبکار هستند. یا اصلا شاید ممکن است شما در طی تحقیقتان درباره یک نفر متوجه بشوید او زمانی هویت مردانه یا زنانه داشته ولی امروز اینطور نیست.
هیچ کدام از این موارد دلیل نمی شود شما فکر کنید یک تراجنسی فریبکار است. تراجنسی بودن یک چیز اثبات شده و علمی است و تمامی تحقیقات روانپزشکی و روانشناختی این موضوع را تایید کرده اند. پس تصور نکنید در تحقیقات خود به نتیجه مهمی رسیدید و کسی را فرییکار تصور نکنید.
۸.مشت نمونه خروار نیست
شما هبچگاه نمیتوانید با مطالعه یک نفر درباره یک فرهنگ یا گروه قضاوت کنید.
هیچگاه نمیتوان فرهنگ ایرانی را تنها با بررسی زندگی یک فرد توصیف کرد یا نمی توان با مصاحبه با یک خواننده درباره کل جامعه موسیقی تصمیم گرفت. اشاعه جز به کل اشتباه است و نتیجه غلط به بار می آورد.
این موضوع درباره تراجنسی ها نیز صدق میکند.
شما نمیتوانید با یک تراجنسی مصاحبه کنید و درباره کل جامعه تراجنسی نتیجه گیری کنید. شما باید اطلاعات خود را بالا ببرید و با افراد مختلفی صحبت کنید و تراجنسی بودن را در کل جامعه بررسی کنید نه در یک فرد.
مطالعه یک نفر برای بررسی روی یک گروه و فرهنگ باعث ایجاد کلیشه های غلط می شود. مثلا شاید یک تراجنسی دست به خودکشی زده باشد، شما هیچگاه نمیتوانید نتیجه بگیرید درصد خودکشی در جامعه تراجنسی بالا است. زیرا اطلاعات شما ناقص و محدود و غیر قابل اثبات است.
-----------------------------------

میشل کوسیلک از سال ۱۹۹۲ به دلیل اتهام به قتل محکوم به زندان شد و بقیه عمرش را باید در زندان بگذراند.
اما میشل تفاوتی با سابر زندانی ها دارد. او یک تراجنسی است.
جوزف سولمان وکیل این فرد می گوید بخش سخت ماجرا این است که میشل در یک بدن اشتباه است.
جوزف می گوید: «من دوست ندارم از کلمه شکنجه استفاده کنم اما این واقعا برای میشل یک شکنجه است. او باید احساساتش را در یک محیط تاریک و کوچک حبس کند.»
تنها چیزی که میشل را دلخوش میکرد،فکر به جراحی تغییر جنسیت بود.
او با نام رابرت به دنیا آمد و هورمون تراپی را آغاز کرده بود و مراحل تغییر جنسیت به زن را پیش از زندانی شدن در پی داشت اما هنوز جراحی اصلی اش را انجام نداده بود.
وکیلش می گوید میشل هنوز هم انتهای نام هایی که برای من می نویسد را با کلمه “کماکان خندان” امضا میکند چون هنوز امید دارد که روزی بتواند جراحی خود را کامل کند و به خود واقعی اش برسد.
بعد از یک جنگ بیست ساله سرانجام دادگاه تجدید نظر رای دادگاه بدوی را تایید کرد. این یک کمک بزرگ به میشل است تا بتواند به خود واقعی اش برسد. دادگاه تجدید نظر تایید کرد که تمام زندانیان حق دسترسی به معالجات و تمهیدات پزشکی را دارند این کار با دستور پزشک قابل اجرا است حتی اگر نوع این معالجه غیر معمول و غیر مرسوم باشد و دولت را از منع اجرای دستور پزشک باز می دارد و دولت ملزم به اجرای دستور پزشک است.
اگر میشل جراحی خود را کامل کند ممکن است اولین بار باشد که یک زندانی در ایالات متحده آمریکا با دستور دادگاه دست به جراحی تغییر جنسیت بزند. البته ممکن است مقامات ماساچوست در مقابل این رای مقاومت کنند.
مقامات زندان ادعا می کنند که اگر میشل جراحی کند آنها نمی توانند امنیت او را تامین کنند آن ها همچنین می گویند با ارائه هورمون درمانی به میشل تعهدات خودشان درباره ارائه خدمات پزشکی را انجام داده اند برای اثبات ادعای خود نیز تراجنسی هایی را مثال می زنند که تنها هورمون درمانی را انجام می دهند و جراحی اصلی را انجام نمی دهند. اما دادگاه تجدید نظر حکم دیگری داده و نظرش با مقامات زندان مخالف است
جنیفر لوی یک فعال حقوق تراجنسیتی ها می گوید: «امروزه دیگر برای زندان ها و شرکت های بیمه سخت شده است که بتوانند آشفتگی جنسیتی را انکار کنند. دادگاه می گوید وضعیت های پایه ای و روانی افراد بسیار مهم و جدی است و شما نمی توانید به خاطر تعصب، تنگ نظری یا افکار عمومی درمان های پزشکی را از فرد محروم کنید»
اولین بار این رای در سال ۲۰۱۲ و پیش از رای گیری ریاست جمهوری آمریکا ابلاغ شد. موافقان امیدوار شدند و مخالفان این رای سعی کردند کار را به دادگاه عالی آمریکا بکشانند
پیتر اسپریگ، عضو ارشد در شورای پژوهشی خانواده به عنوان یک مخالف می گوید: «برای من مهم نیست که چطور بسیاری از پزشکان شهادت می دهند اما این یک درمان پزشکی نیست این تنها یک حکم برای دلخوش کردن مردم و جامعه است و من مطمئن هستم باعث اعتراض مردم در آینده خواهد شد. رک بگویم که این یک حکم ظالمانه است»
اما موافقان می گویند این جنگ دادگاهی بیش از حد به درازا کشید شده و باعث هدر رفتن پول مردم و مالیات دهندگان می شود جراحی تغییر جنسیت در آمریکا چیزی حدود ۱۰ تا ۵۰ هزار دلار خرج دارد در صورتی که دولت تا کنون برای برپایی هزینه های دادگاه چیزی حدود ۷۰۰ هزار دلار خرج کرده است.
-----------------------------------

او یکی از کارگردانان با نفوذ و مشهور هالیوود است. یکی از کارگردان های فیلم های سه گانه مشهور ماتریکس.
ما درباره لانا واچووسکی ۴۸ ساله صحبت میکنیم که تا سال ۲۰۰۲ همه او را با نام لری می شناختند و به عنوان برادران واچووسکی جزء سرشناسان هالیوود بودند ولی اکنون او را با نام لانا و ظاهر فشنی که بی شباهت به همان سری فیلم های علمی تخیلی اش نیست می شناسند و البته دیگر برادران واچووسکی تبدیل به برادر و خواهر واچووسکی شده اند.
لانا در یکی از مصاحبه هایش از مشکلاتش در کودکی به عنوان یک کودک ترنس صحبت کرده و اعتراف کرده حتی یک بار به خاطر فشار این مشکلات قصد داشته تا جلوی یک قطار بپرد و خودکشی کند.
این کارگردان مو سرخ می گوید حتی یک بار توسط یک راهبه در یک مدرسه کاتولیک مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفته است
او می گوید: «زمانی که کلاس سوم بودم را به خوبی به خاطرم است. من قرار بود از یک مدرسه دولتی به یک مدرسه کاتولیک بروم. زمانی که در مدرسه دولتی بودم مدام در کنار دخترها و همبازی آنها بودم. من موهای بندی داشتم و همیشه تی شرت و شلوار جین تنم بود
در مدرسه کاتولیک دخترها دامن و پسرها هم شلوار می پوشیدند. به من گفتند باید موهایم را کوتاه کنم. من میخواستم با دخترها همبازی بشوم ولی دیگر من عضوی از پسرها بودم و باید با آنها بازی میکردم
همان اوایل به من گفتند در مراسم صبحگاه مدرسه پسرها در یک صف می ایستند و دخترها در صف دیگر. من رفتم پشت سر دخترها ولی ا:.۷:ساس غریبی داشتم. چیزی مرا جذب صف دخترانه میکرد و حس میکردم خودم هم دخترم ولی ناگهان میدیدم من با بقیه دخترها فرق دارم. من احساس تفاوت و سردرگمی داشتم و گیج شده بودم. ایا من باید با دخترها میبودم یا پسرها؟
به همین خاطر در وسط دو صف ایستادم یعنی نه در صف دخترها و نه پسرها. احساس کردم همه به من خیره شده اند. مسئول مدرسه این رفتار من را به حساب نافرمانی و بازیگوشی گذاشت و من را تنبیه کرد اما من چون گیج شده بودم ساکت بودم و همین سکوتم باعث شد تا او عصبانی تر شود و من را کتک بزند»
لانا میگوید تا زمانی که مادرش نرسیده بود و او را نجات نداده بود داشت از آن راهبه کتک میخورد
او بعدها سال دوم دبیرستان دچار افسردگی و انزوا شده بود زیرا رشد موهای صورتش آغاز شده بود و این مساله او را ناراحت میکرد
بعد از این مسائل چیزی در ذهنش به او میگفت که او بی فایده و نفرت انگیز است و هیچکس دوستش نخواهد داشت. برای همین تصمیم گرفت تا یک نامه چهار صفحه ای برای خودکشی اش بنویسد. بعد از نوشتن این نامه به یک مکان خلوت رفت و سعی کرد خودش را جلوی یک قطار بیندازد. اما ناگهان پیرمردی سر می رسد و به لانا خیره میشود. لانا خودش میگوید: «او بدون وقفه به من زل زده بود و هیچ کار دیگری نمیکرد. من واقعا نمیدانم او چرا جای دیگری را نمیدید و تنها به من زل زده بود اما میدانم اگر او نبود و به من زل نمیزد من اکنون زنده نبودم»

او سال ها بعد جرات پیدا کرد و زمانی که در حیطه خودش در اوج شهرت بود گفت یک ترنس است و البته متوجه شد ترنس بودن ربطی به دوست داشتنی نبودن ندارد. او اکنون به عنوان یک زن شناخته می شود و کماکان در هالیوود موفق است.
-------------------------------------


جاسپر موریس کلوت بیست و چهار سال پیش به عنوان یک پسر متولد شد ولی بعدها مراحل تغییر را انجام داد و ظاهری متفاوت به دست آورد.
بدن باریک و کشیده، موهای بلند و فرفری و چهره ظریفش از او یک زن تمام عیار به نام مرسده ون کلوت ساخته است.
اما این تغییر برای او دردسر تازه ای درست کرده است. چهره او با تصویر ثبت شده در پاسپورتش تفاوت داد و به همین خاطر او هرگاه قصد سفر به بیرون از کشورش را داشته باشد مجبور است ساعت ها تحت بازرسی و بازجویی قرار بگیرد.
او این عکس را سال ۲۰۰۸ گرفته و هیچ شباهتی به چهره امروزش ندارد. خودش می گوید سال ۲۰۱۲ برای تعویض عکسش اقدام کرد ولی این درخواست پذیرفته نشد. آن ها به مرسده پاسخ دادند که این کار او برای قوانین آن ها ناشناخته و دارای مشکل است و اگر او موهایش را از ته نتراشد دچار مشکل می شود
او در کیتمنشاپ نامیبیا به دنیا آمد و بزرگ شد. او از همان ابتدا هم کمی زنانه رفتار میکرد، مساله ای که باعث خجالت کلوت می شد. خودش می گوید: «میدانستم چیزی در درونم وجود دارد که با دیگران فرق دارد اما تا سال ۲۰۱۲ که به آلمان سفر کردم نمی دانستم آدم های دیگری هم مثل من وجود دارند و به آن ها ترنس گفته می شود»
هرچه زمان می گذشت تمایل او به زنانگی بیشتر می شد و در نهایت او مراحل تغییر خود را شروع کرد. او شروع به تحقیق درباره این موضوع کرد و قرار شد برای یک دوره معین تجربه زندگی واقعی در نقش یک زن را داشته باشد. پنج ماه پیش هم هورمون درمانی را زیر نظر پزشک آغاز کرده است
زمانی که از کلوت سوال شد چرا خودت را این همه به دردسر می اندازی در حالی که میتوانی خیلی راحت مانند یک همجنسگرا زندگی کنی پاسخ داد: «من همجنسگرا نیستم بلکه یک زن هستم . همجنسگرا بودن یک چیز است و ترنس بودن چیز دیگر. این چیزی هست که باید باشم»
لیندا بومان مدیر یک مرکز حمایتی از تراجنسی های نامیبیا می گوید: «کلوت در این مورد تنها نیست و خیلی از تراجنسی ها مجبور می شوند موهای خود را کوتاه کنند تا شبیه به مردی شوند که به دنیا آمدند و یا برعکس. مانع دیگر برای تراجنسی های نامیبیایی این است که مدارک شناسایی آن ها تعویض نمی شود»
طبق قوانین نامیبیا تغییر جنسیت در این کشور آزاد هست و کسی به این خاطر مورد بازخواست قرار نمیگیرد ولی زمانی که تراجنسی ها برای اصلاح مدارک خود پیگیر می شوند به بن بست میخورند و راهی پیش نمیبرند. مدارکی که برای ورود و خروج از کشور به آن نیاز دارند
این مساله باعث شده تا بسیاری از تراجنسی ها مانند کلوت دچار مشکل شوند و در کشور خودشان رسمیت نداشته باشند.
ون در وسیتوزن وزیر مهاجرت نامیبیا می گوید این اتفاق نباید رخ می داد و کسی نباید به خاطر چنین مساله ای دچار مشکل شود.
او می گوید قبلا هم موارد مشابهی رخ داده بود و تراجنسی ها بدون مشکلی از مدارکشان استفاده کردند.
-----------------------------------

جرد لتو روز یکشنبه در مراسم گلدن گلوب حاضر شد و به خاطر بازی در نقش یک تراجنسی در فیلم باشگاه خریداران دالاس جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد.
جرد لتو بعد از شش سال دوری از صحنه بازیگری در فیلم باشگاه خریداران دالاس در نقش یک تراجنسی زن مبتلا به ایدز بازی کرد.
او برای بازی در نقش رایون به عنوان یک تراجنسی از هیچ پروتزی استفاده نکرد و خودش میگوید درست است که لبش کمی کوچک بود ولی برای خودش بود و مصنوعی نبود. او برای رسیدن به ظاهر مورد نظرش وزن زیادی از دست داد و فشار جسمی زیادی را متحمل شد تا بتواند به اندام یک زن نزدیک شود
او شش سال گذشته را به دور از صحنه بازیگری و در یک گروه موسیقی به سر میبرد و در کارش فرد موفقی بود. لتو میگوید شش سال به دور از بازیگری بود تا بتواند به رویاهایش برسد و برایش افتخار است که وقتی بر میگردد با این همه عشق و حمایت روبرو می شود.
لتو ممکن است برای اسکار نیز نامزد شود. متیو مک کوناگی، بازیگر نقش مقابل لتو نیز برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در بخش درام شد
لتو در ایران بیشتر برای بازی در باشگاه مبارزان شناخته شده است.
------------------------------------