بنام یزدان پاک

جامعه تراجنسی این روزها با وجود تایید قانون و شرع در روزهای سختی بسر میبرد که بیشتر ناشی از عدم آشنایی جامعه با افراد ترنس، خواسته ها و نیازهایش است  و از همه مهمتر بزرگترین مشکل این جامعه عدم حمایت از این افراد توسط خانواده و محیط هست که در سطح اول خواسته های این گروه قرار میگیرد  .

با وجود وفور سایتها و وبلاگ های اطلاع رسانی درباره ترنسکشوال و تراجنسی ولی باز هم در اولین جستجو در اینترنت با سیل سایتهای عمدتا خبری و تفریحی که استفاده از موضوع ترنس و تراجنسی را بیشتر وسیله ای برای افزایش آمار بازدیدکنندگان خود میدانند روبرو میشوید . که نهایتا هم بدلیل عدم داشتن مسئولیت چنین سایتهایی در قبال افراد و جامعه تراجنسی معمولا با مطالب و تیترهایی روبرو میشویم که فقط برای جذب مخاطب استفاده شده و نه تنها راهگشا و کمکی برای حل مشکلات این افراد نیست بلکه بعنوان سدی در برابر خواسته ها و ارزوهای این افراد که تنها خواهان زندگی در جنسیت متناسب با روح خود هستند می گردد .

وبلاگ حاضر در جهت  کمک به این جامعه با استفاده از گردآوری مطالب و اخبار پیرامون این موضوعات جهت آشنایی و افزایش فرهنگ عمومی با همکاری مرکز  حمایت از تراجنسی های ایران (محتا) راه اندازی گردیده است.

در این وبلاگ سعی برآن شده که تمامی مطالب، مفاهیم ،مقالات و ... بصورت دسته بندی شده و در کنار هم ارائه گردد تا بازدیدکنندگان و استفاده کنندگان براحتی به موضوعات مورد نظر خود دسترسی داشته باشند . در حال حاضر مطالب قرار گرفته کامل نیست و به خواست خدا بصورت مستمر در طی روزهای آینده سعی خواهد شد که تمامی مطالب و موضوعات افزوده گردد .

امید است که مطالب قرار گرفته توانسته باشد که کمک و راهنمایی به افزایش فرهنگ جامعه در مسیر پذیرش این افراد و رسیدن به خود حقیقی‌شان گردد .

منتظر نظرات و ایده های شما در جهت بهبود و غنی تر شدن مطالب این سایت هستیم .

با تشکر ...


توجه : 

تعدادی از مطالب قرار گرفته در سایت  مناسب افراد زیر 15 سال نمیباشد .

مقیاس هری بنجامین

در اين مطلب مقیاس هری بنجامین را توضيح ميدهيم و در اخر به اين نكته ميرسيم كه ترنسكشوال های واقعی چه كسانی هستند و متوجه ميشويم كه افراد زيادی وجود دارند كه شباهت زيادی به ترنسها دارند ولی تفاوت های اساسى  زيادی نيز دارند
قبل از ادامه مطلب ذكر چند نكته الزامی است:
١.اين مطلب صرفا اموزشی است و استفاده های ديگر از ان مسئوليتی را متوجه انجمن نخواهد كرد
٢. به دليل استفاده از اصطلاحات جنسی و مطالب ان، خواندن اين مطلب به افراد زير ١٥ سال توصيه نمی شود و ممنوع است.
٣. اين مطلب ترجمه ای از نويسندگان خارجی است و تا حد امكان سعی بر هماهنگی ان با محيط ايران شده است ولی ممكن است بعضی مطالب ان با ايران سازگاری نداشته باشد
٤. انتشار اين مطلب به هر نوع مجاز بوده و به اگاهى جامعه كمك خواهد كرد
حق معنوی مترجم( انجمن ترنس گمنام) بر عهده شما


مقياس هويت جنسی هری بنجامين تلاشى برای دسته بندی و فهميدن  انواع ترنس وستيت ها و ترنسكشوال ها كه اندام جنسی مردانه دارند است كه شامل هفت شاخص است (٣شاخص برای ترنسوستيت ها ، ٣شاخص براي ترنسكشوال ها و يك شاخص برای مردان معمولی).
در مقياس هری بنجامين ، مقياس ديگری نيز استفاده ميشود كه به ان مقياس گرايش جنسى kinsey گفته می شود
ابتدا لازم است تا مقياس  kinsey را نشان دهيم
٠.منحصرا دگرجنس گرا است و به هيچ عنوان همجنس گرا نيست
١.غالبا دگرجنس گرا و به صورت ضمنی همجنسگرا است
٢.غالبا دگرجنس گرا و كمی همجنس گرا است
٣. هم دگرجنس گرا و هم همجنس گرا است (bisexual)
٤.غالبا همجنس گرا و كمی دگرجنس گرا است
٥.غالبا همجنس گرا و به صورت ضمنی دگرجنس گرا است
٦.منحصرا همجنس گرا است و به هيچ عنوان دگرجنس گرا نيست


لازم به ذكر است مقياس kinsey بر اساس جنسيت جسمی است. به عنوان مثال شماره ٥ به اين معنا است كه يك فرد اكثرا به همجنس فيزيكی خود (جدا از اينكه تصور ميكند خود يك زن است يا مرد) گرايش دارد و بسيار كم به جنس مخالف فيزيك خود ( جدا از اينكه تصور ميكند خودش زن است يا مرد) گرايش دارد. يعنی اين مقياس تنها به اندام های جنسی توجه دارد و  به تفكر ذهنی فرد كه ايا يك زن است يا يك مرد هيچ توجهى ندارد

اكنون به سراغ مقياس هری بنجامين ميرويم
حالت اول: ترنس وستيت (غير واقعی)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: پوشش مردانه، گاهی اوقات پوشش جنس مخالف و زندگى در نقش يك مرد معمولی
رفتار جنسى فرد: يك دگرجنس خواه ، bisexual يا يك همجنس خواه است و تغيير پوشش تنها برای فانتزی های ذهنی خودش است
مقياس kinsey: صفر تا ٦
احتياج به جراحى تغيير جنسيت: مايل به انجام ان نيست واحتياجى ندارد
احتياج به هورمون درمانی: مايل به انجام ان نيست و احتياجى ندارد
احتياج به روان درمانى: مايل به انجام ان نيست يا احتياجى به ان ندارد
نكته : تغيير پوشش به صورت كم و گهگاه انجام ميدهد

حالت دوم: ترنس وستيت ( علاقه مند)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: به صورت يك مرد زندگی ميكند و و تغيير پوشش را به صورت دوره ای و در بعضی مواقع انجام ميدهد،در زير پوشش مردانه از پوشش زنانه استفاده ميكند
رفتار جنسی فرد: يك دگرجنس خواه و در بعضی مواقع به صورت خفيف bisexual. احساس گناه ميكند و گاهی اوقات از اين كار دست ميكشد
مقياس kinsey: صفر تا ٢
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: به هيچ عنوان
احتياج به  هورمون درمانی : به صورت خفيف علاقه مند است. استفاده از هورمون برای درمان اين فرد مفيد است
احتياج به روان درمانى: به ان احتياج دارد و كمك ميكند
نكته: گاهی از رفتار زنانه و مردانه تقليد ميكند و ممكن است اسم نيزبرای خود انتخاب كند

حالت سوم: ترنس وستيت (واقعى)
جنسيت ذهنی فرد: مردانه ( ولی با عتقاد كمتری نسبت به حالت اول و دوم و شك به يقين)
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی:هميشه از پوشش زنانه استفاده می كنند و يا هر زمان موقعيت استفاده از پوشش زنانه داشته باشند اين كار را انجام ميدهند و اگر هيچ شانسی نداشته باشند در زير پوشش مردانه از پوشش زنانه استفاده ميكنند، تا حد امكان به صورت يك زن زندگی ميكنند
رفتار جنسی فرد: يك دگر جنس خواه ، به جز زمانی كه پوشش خود را عوض ميكنند
مقياس kinsey: صفر تا ٢
احتياج به جراحی تغيير جنسيت:در حقيقت ان را رد ميكند و مايل نيست ولی از فكر كردن به ان لذت ميبرد
احتياج به  هورمون درمانی: به عنوان يك تجربه و امتحان به ان علاقه دارد
احتياج به روان درمانى: معمولا به درمان فرد كمك ميكند
نكته: ممكن است تصور كند ٢ شخصيت دارد. به ترنسكشوال بودن علاقه دارد

حالت چهارم: ترنسكشوال ( بدون جراحى)
جنسيت ذهنی فرد: قاطع نيست. مردد است بين ترنس وستيت بودن و ترنسكشوال بودن
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: هرگاه فرصت كند به پوشش جنس مخالف در می ايد تا مقداری از نارضايتی خود را كم كند. گاهی يك مرد و گاهی يك زن است
رفتار جنسی فرد: حس جنسی كم دارد، ممكن است حتی دچار بی ميلی جنسی باشد، تا حدودی نارضايتی جنسی دارد، ممكن است يك bisexual باشد. حتی ممكن است ازدواج كند و بچه دار شود
مقياس kinsey: ١ تا ٤
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: به ان علاقه دارد ولی هيچ گاه تقاضای انجام ندارد
احتياج به  هورمون درمانی: به ان نياز داد تا رفتار و احساسات خود را به حالت نرمال بازگرداند
احتياج به روان درمانی: تنها برای راهنمايی و گرنه يا ان را نمی پذيرد و يا تاثيری نخواهد داشت
نكته: زندگی اجتماعی وی شديدا تحت تاثير از محيط زندگی شخص است

حالت پنجم: ترنسكشوال واقعی ( با شدت متوسط)
جنسيت ذهنی فرد: زنی كه در جسم مردانه اسير شده است
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: تا حد امكان به صورت يك زن با مسئوليت های اجتماعی يك زن زندگی ميكند و پوش زنانه تا حدودی نارضايتی وی را كم ميكند و نارضايتی جنسی دارد
رفتار جنسی فرد: حس جنسی كم دارد غالبا به همجنس گرايی كشش دارد ( منظور هم جنس فيزيكی است يعنی به مرد گرايش دارد)
مقياس kinsey: ٤تا ٦
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: برای ان درخواست ميدهد و ان را اعلام ميكند
احتياج به هورمون درمانی: برای تغيير ظاهر و مقدمه جراحی تغيير جنسيت به ان احتياج دارد
احتياج به روان درمانی: ان را رد ميكند و هيچ تاثيری بر وی ندارد و تنها به مشاوره برای راهنمايی گوش ميدهد
نكته: در ارزوی جراحی تغيير جنسيت است و برای ان تلاش ميكند

حالت ششم: ترنسكشوال واقعی ( با شدت بالا)
جنسيت ذهنی فرد: زنانه ، با وجود تمام وارونگی های فيزيكی
پوشش ظاهری و زندگی اجتماعی: تا حد امكان به صورت يك زن و مسئوليت های اجتماعی يك زن زندگی ميكند و نارضايتی جنسی شديد دارد و پوشش زنانه وی را كاملا راضی نميكند
رفتار جنسی فرد: شديدا و تنها  مايل به رابطه عاشقانه با يك مرد به عنوان يك زن معمولی است، ممكن است ازدواج كند و مايل به بچه دار شدن است
مقياس kinsey: ٦
احتياج به جراحی تغيير جنسيت: مصرانه و شديدا مايل به انجام ان است و در اكثر مواقع به ان دست پيدا ميكند
احتياج به هورمون درمانی: برای ارامش و راحتی به ان نياز دارد (تغيير صفات ثانويه)
احتياج به روان درمانی:  تنها برای ارامش و راهنمايی
نكته: از اندام های جنسی مردانه خود به شدت نفرت دارد و در صورت نا اميد شدن از تغيير جنسيت ممكن است اقدام به قطع عضو و صدمه به خود كند

هری بنجامين در ادامه ياداور ميشود كه اين حالات قطعا شش نوع نيست و ممكن است حالات ديگری نيز باشد كه شفاف و واضح نيستند
ديدگاه ها مدرن در مورد مسايل هويت جنسی با ديدگاه هری بنجامين متفاوت است و گرايش جنسی را به عنوان معيار تفاوت ترنس وستيت و ترنسكشوال حذف كرده اند. و همچنين ترنس وستيت علاقه مند ( حالت دوم) را از اين طيف حذف كرده اند و به عنوان پديده ای مجزا ان را بررسی ميكنند ولى با اين وجود مقياس بنجامين هنوز مقياس قوى براى دسته بندى ترنسكشوالها و ترنسوستيت ها است

همانطور كه مشاهده شد ترنسهاى واقعى تنها به حالت پنجم و ششم گفته ميشود و حالتهاى ديگر با وجود شباهت زياد به ترنسها تفاوت هاى اساسى زيادى دارند و به عنوان ترنسكشوال شناخته نميشوند.
حالت چهارم نیز با اینکه ترنسکشوال خوانده میشود ولی شدت بسیار کمی دارد و در ایران به این گونه افراد مجوزی اعطا نمیشود
در اديان الهى ، اسلام شيعه تنها حالت هاى پنجم و ششم را تاييد كرده و حكم به بلامانع بودن تغيير جنسيت در اين افراد را داده است و متاسفانه مسيحيت و يهود هيچ يك از اين حالت ها را تاييد نميكنند

منابع:
Benjamin, H. (1966). The transsexual phenomenon. New York: Julian Press, page 23.


------------------------------

ترنسجندر

transgender معرف يك گروه از افراد است كه حالات و رفتارهايی دارند كه به راحتى نمى شود انها را به گروه زن يا مرد اطلاق كرد. در ادامه مطلب به معرفى ترنسجندر، تاريخچه، افراد موثر و زير گروه هاى ان ميپردازيم.
قبل از ادامه ذكر چند نكته لازم است:
١. اين مقاله صرفا اموزشى است و استفاده هاى ديگر از ان مسئوليتى را متوجه این وبلاگ نخواهد كرد.
٢. به دليل استفاده از واژه هاى جنسى و مطالب ان خواندن اين مطلب براى افراد زير ١٥ سال ممنوع مى باشد و توصيه نمى شود.
٣. اين مطلب ترجمه اى از نويسندگان خارج از ايران است و تا حد ممكن سعى بر هماهنگى ان با فرهنگ ايران شده است ولى ممكن است بعضى مطالب در مورد ايران صدق نكند.
٤. هرگونه انتشار و تكثير اين مطلب ازاد بوده و باعث اگاهى ديگران خواهد شد
حق معنوى مترجم (انجمن ترنس گمنام) بر عهده شما


ترنسجندر يك اسم عمومى براى افراد، عقايد و گروه هايى است كه مايل به تغيير قواعد فرهنگى و اجتماعى  و فيزيكى جنسيت خود مى باشند
ترنسجندر به معناى ديگر يعنى يك فرد كه  خود را به صورت زن، مرد، دوجنسه، يا بدون جنسيت ببيند ولى ديگران فرد را از لحاظ ظاهرى يا ژنتيكى به صورت ديگر ببينند. ترنسجندر يك گرايش جنسى نيست. يك ترنسجندر به عنوان يك فرد ميتواند يك hetrosexual, hom.ose.xual, b.ise.xu.al, pan.sex.ual ويا asexual باشد
بعضى ترنسجندرها تصور ميكنند كه برچسبهاى گرايش جنسى كامل نيست و براى انها تطبيق نميكند

سير تكامل اصطلاح Transgender
Transgender از دو بخش trans به معنای مخالف و gender به معنای جنسيت جسمی تشكيل شده است
اصطلاح Transgender در سال ١٩٧٠ ميلادى مطرح شد و به افرادى اطلاق ميشود كه مايل هستند  بدون اعمال جراحى و مراحل  پزشكى به صورت جنس مخالف زندگى كنند در سال ١٩٨٠ اين اصطلاح گسترش يافت و به صورت يك چتر حمايت براى كسانى ايجاد شد كه از هويت جنسى زمان تولد خود ناراضى هستند.
در سال ١٩٩٠ اين اصطلاح يك بعد سياسى پيدا كرد و تمام افرادى را تحت پوشش قرار داد كه به صورت عادى قابل جنسيت بندى نيستند و براى مساوات انها در قانون گذارى و امور اجتماعى تلاش ميكند

ترنسكشوال در مقابل ترنسجندر
ترنسكشوال شباهتى به ترنسجندر ندارد نه در بحث پزشكى و نه در بحث روانشناسى
اين بحث اولين بار توسط هری بنجامين در كتاب 'پديده ترنسكشواليسم' مطرح شد و او ترنسكشواليسم را توسط مقياسی كه 'مقياس بنجامين' خوانده ميشود تحت بررسی قرار داد كه سطوح مختلف ترنسكشواليسم را مشخص ميكند كه شامل: ترنسكشوال جراحی نشده ، ترنسكشوال واقعی با شدت متوسط و ترنسكشوال واقعی با شدت بالا می شود
اكثر ترنسها اعتقاد بر اين دارند كه 'ترنسكشوال واقعی' در ارزوی  جراحی و تغيير جنسيت هست. طبق تعريف هری بنجامين از 'ترنسكشوال واقعی با شدت متوسط' يعنی افرادی كه  احتياج به تستسترون و استروژن و دارو به عنوان پيش زمينه جراحی دارند.
اين مطلب از ابتدا مطرح بوده است كه ترنسكشوال برخلاف بقيه ترنسجندرها به تغيير در اندام هاى جنسى ميپردازد و به همين خاطر اكثر ترنسكشوالها خود را از ترنسجندرها جدا ميبينند و البته ترنسجندرها نيز علاقه اى به همگروه شدن با ترنسكشوالها ندارند

Charles "Virginia" Prince موسس سازمان tri-ess  و ابداع كننده كلمه ترنسجندر هميشه مايل به جدا كردن خود از ترنسكشوالها بود وی در كتاب "Men Who Choose to Be Women," نوشته: من سرانجام تفاوت ميان  s.e.x و gender را متوجه شدم و اين كه تغيير s.e.x ساده است ولی تغيير gender نه. در نوشته های اكادميك فرق اين ٢ مشخص است ولی در فلسفه اين تفاوت بارها رد شده است. به هر حال s.e.x به دسته بندي مرد يا زن بودن با توجه به اندام جنسى است ولی gender زن و مرد را بر اساس رفتار اجتماعی و معاشرتی جدا ميكند . وی با اين كار افراد زيادی را از اسم ترنسكشوال جدا كرد

تشخيص ترنسجندر
زماني كه يك فرد خود را به عنوان يك ترنسجندر می شناسد با زير گروه های مختلفی روبرو میشود كه شامل: transsexual, trans.vesti.te or cross.dress, bi.gender, an.dro.gyne و gend.erqu.eer می شود كه هر كدام را به اختصار توضيح ميدهيم

transsexual
از ٢ كلمه trans به معناى فرا در زبان لاتین و یا trans به معنای مخالف در زبان المانی و sexual به معناى جنسيت جسمى تشكيل شده است
ترنسكشوال به افرادی گفته می شود كه جنسيتی روانی مخالف با اندام جنسی متولد شده با ان دارند و در تلاش و ارزوی زندگی با جنسيت و اندام جنسی  و مسئوليت اجتماعی متانسب با جنس دلخواه خود هستند يك ترنسكشوال تمايل دارد پروسه تغيير جنسيت را طی كند يعنی اندام جنسی و ظاهری خود را به صورت جنس مخالف تغيير دهد و پس از اين تغيير لزوما يك ترنسكشوال يا ترنسجندر نيست و تنها يك مرد يا يك زن است. كسانی كه پس از تغيير باز هم خود را ترنسكشوال میداند يك انتخاب شخصی است، ممكن است نخواهد زندگی پيش از تغيير را فراموش كند يا برای كمك به ترنسهاي ديگر اين كار را بكند يا هر دليل شخصى ديگر

نماد:
نماد ترنسكشواليسم يك دايره بنفش است كه در اطراف ان نماد زن، مردو دو جنسه قرار دارد گاهى نيز به صورت يك پروانه است كه ٢شاخك ان نماد زن و دوجنسه و دم ان نماد مرد است


tra.nsv.estite or cross.dress
tra.nsve.stite يك كلمه المانی است كه در سال ١٩٢٠ وارد ادبيات شد. trans به معنای مخالف و vestite به معنای پوشش است
ترنس وستيت يك دگرپوش است يعنى كسى كه به پوشش و ظاهر جنس مخالف در مى ايد ترنس وستيت يك مترادف و هم معنى براى كراس درس است كه البته اصطلاح cross.dress رايج تر و عمومى تر از tran.sves.tite است. اصطلاح cross dress  به خوبى در نوشته ها و مطالب مربوطه مشخص شده نيست
پروفسور Michael A. Gilbert اين تعريف را ارئه ميدهد: يك cross.dresser كسى است كه يك هويت جنسى واضح و مشخص دارد كه همان جنسيت بيولوژيكى زمان تولدش است و پوشش جنس مخالف را انتخاب ميكنند كه دلاليل مختلفى دارد بعضى افراد ممكن است به دلايل مختلفى مانند؛ بازى در يك نقش، مراسم و ايين ها و دلايلى از اين قبيل در پوشش جنس مخالف در بيايند ولى لزوما يك crossd.resser نيستند يك cross.dresser  به عنوان جنس مخالف شناخته نميشود و مايل به اموزش و تمرين رفتارهاى جنس مخالف نيست و به هيچ عنوان به دنبال تغيير جسمى به جنس مخالف نيست

gend.erqu.eer
gend.erq.ueer يك تجربه جديد برای معنی بخشيدن به جنسيت كسانی است كه در معناشناسی زن و مرد قرار نمی گيرند. به عنوان مثال يك فرد كه در زمان تولد يك زن به دنيا می ايد ولی حالات و رفتار مردانه دارد، در اجتماع خود را زن تصور می كند از لحاظ گرايش جنسی به زنان گرايش دارد، ريش می گذارد، لباس زنانه می پوشد و...! اين فرد از هيج يك از كليشه های زن/مرد بودن پيروى نمى كند و تركيبی از رفتارهای هر ٢ گروه است.
در صفر و يك زن و مرد بودن gend.erq.ueer نامفهوم و مطرود است
به نوعى gend.erq.ueer جنسيت عجيب است

نماد:
نماد gen.derq.ueer یک پرچم ۳ رنگ است که بنفش کمرنگ در بالاترین قسمت ان به معنی کسانی است که احساس می‌کنند هر دو جنسیت را دارند رنگ سبز در وسط به معنی کسانی است که احساس می‌کنند مرد یا زن نیستند و سفید در پایین ترین بخش ان به این معنی است که gen.derq.ueer ذر منطق صفر و یکی زن یا مرد بودن معنا نمی‌دهد


androgyne
در قرن ١٦ از زبان يونان به صورت androgunos  وارد زبان لاتين شد كه andr به معنای مرد و gune به معنای زن است
 يك androgyne در چارچوب هيچ كدام از قواعد جنسيت جاي نميگيرد و هيچ فرم خاصی از گرايش جنسی نيست. androgyne ممكن است  بين زن و مرد باشد ،در حال حركت از مردانگی به زنانگی باشد (يا بر عكس)  يا هيچ جنسيتی نداشته باشد اين حالات ممكن است روحی و يا جسمی باشد. نام ديگر androgyne همان hermapherodit است كه در ايران رواج بيشتری دارد

bi-gender
يك bigender كسی است كه هم مردانه رفتار ميكند و هم زنانه. فرق bigender و gend.erq.ueer در اين است كه bigender در يك لحظه بر اساس يكی از كليشه هاي زن و مرد رفتار ميكند و در لحظه ديگر بر اساس كليشه ای ديگر ولی يك gend.erqu.eer در يك لحظه بر اساس مخلوطی از هر ٢ جنسيت رفتار ميكند.
تفاوت bi.gender  و bi.sex.ual در رفتار جنسی و اجتماعی است،يك bigender رفتار جنسی و اجتماعی ٢گانه دارد ولی يك bise.xu.al تنها رفتار جنسی ٢گانه دارد.

منبع:

----------------------------------

ترنسکشوال در مقابل ترنسجندر

پیش از این درباره اینکه ترنسکشوال ها خود را عضو ترنسجندر ها و دسته بندی اختلال هویت جنسی نمیدانند صحبت کردیم

در این مطلب به دلایل این موضوع میپردازیم

پيش از ادامه ذكر چند نكته لازم است:
١. اين مقاله صرفا اموزشى است و استفاده هاى ديگر از ان مسئوليتى را متوجه این وبلاگ نخواهد كرد.
٢.انتشار اين مقاله به هر شكل مجاز بوده و به اگاهى جامعه كمك خواهد كرد.
حق معنوى مترجم و گرد اورنده ( انجمن ترنس گمنام ) به عهده شما

Sara Wilcox
"اغلب مردم تصور ميكنند اصطلاحات ترنسكشوال و ترنسجندر را ميتوان به جاى هم به كار برد و تفاوتى ندارند زيرا اكثر افراد به صورت يك غلط مصطلح اين دو را جا به جا ميكنند ولى تفاوت اين دو بسيار ظريف است" اين بخشى از گفته هاى  پروفسور sara wilcox جامعه شناس دانشگاه kent state است.
وى ترنسكشوال را اينگونه تعريف ميكند: فردى كه به صورت يك زن يا مرد شناخته ميشود ولى هويت جنسى وى (gendr ) با  هويت جسمى وى (sex) در تضاد است. ممكن است وى با اندام مردانه به دنيا بيايد و كروموزوم هاى XY كامل داشته باشد ولى خود را يك زن تصور كند. ترنسكشوال يك اصطلاح خاص و منحصر به فرد است كه به افرادى اطلاق ميشود كه با درمان هاى پزشكى ( شامل هورمون و جراحى) اندام جسمى خود را با هويت جسمى خويش سازگار ميكنند.

و ترنسجندر را اينگونه تعريف ميكند: ترنسجندر شامل طيف وسيعترى از حالات جنسى ميشود ، ترنسجندر شامل طيف وسيع ترى ميشود كه جنسيت مبهمى دارند كه اين ابهام ممكن است در اثر رفتار، پوشش، هويت جنسى و يا استاندارد هاى جنسيتى باشد كه نميشود به راحتى اين افراد را به گروه زن يا مرد تقسيم كرد، ترنسجندر اصطلاح وسيعى است كه شامل ترنسكشوال ها ، دگر پوشها و دو جنسيتى ها( هرمافروديت) و تمام كسانى كه جنسيت مبهمى دارند ميشود.
وى در اخر به اين نكته تاكييد ميكند كه به هيچ عنوان اصطلاح ترنسكشوال و ترنسجندر قابل تعويض و جايگزينى نيستند

سايت diffen.com جدول جالبى براى اين تفاوت تهيه كرده است

تفاوت هاى اساسى: ترنسجندر به عنوان يك اسم عام براى افرادى استفاده ميشود كه هويت جنسى و روحى خود را جدا از قوانين مرسوم جنسيت ميدانند كه شامل زير گرو هايى همچون crossdressers, bigender , androgyne و. ... ميشود كه ترنسكشواليسم را نيز زير پوشش خود قرار ميدهد ولى اين تضاد ترنسكشواليسم و ترنسجندريسم از انجا سرچشمه ميگيرد كه ترنسكشوال ها به هيچ وجه اين مطلب را كه دچار اختلال هويت جنسى هستند نميپذيرند البته اين مطلب تا حدودى درست است زيرا تمام ترنسجندر ها در هويت جنسى خود (gender)دچار مشكل هستند ولى ترنسكشوالها در هويت جنسى خود(gender) مطمئن هستند و تنها مايل به تغيير هويت جسمى خود (sex) هستند.
حتى در نام گذارى ترنسكشوالها از دو كلمه trans به معناى مخالف و sexual به معناى هويت جسمى تشكيل شده است ولى در نام گذارى ترنسجندر ها از دو كلمه trans به معناى مخالف و gender  به معناى هويت جنسى تشكيل شده است

جراحى تغيير : ترنسجندرها هيچ كدام مايل به تغيير جسم خود نيستند زيرا از اندام هاى جنسى خود راضى هستند ولى ترنسكشوالها بر خلاف بقيه ترنسجندرها از اندامهاى جنسى خود ناراضى هستند و دست به تغيير ان و تطبيق اين با هويت جنسى خود (gender) ميزنند.

درمان هاى پزشكى: ترنسجندرها تماما اقدامات پزشكى و دارويى را انجام ميدهند تا جسم خود را بين زن و مرد بودن قرار دهند و تابو هاى جنسيتى را بشكنند ولى ترنسكشوالها اقدامات پزشكى را به اين خاطر انجام ميدهند تا جسم خود را به يكى از دو گروه مرد يا زن ملحق كند و خود را به قوانين مرد يا زن بودن ملحق كند و از بينابين بودن رها شود

مجموعه اين تضاد ها باعث ميشود تا ترنسكشوالها خود را از ترنسجندر ها جدا ببينند و در تقابل با اين دسته بندى براى خود باشند

منابع:
-------------------------------

دسته بندی ترنسکشوال ها

ايا ترنسكشوال يك انحراف جنسى است؟
ايا ترنسكشوال يك اختلال روحى و روانى است؟

ترنسكشواليسم پديده اى شناخته شده در جهان است
تا كنون محققان و مراكز پزشكی گوناگونی درباره طبقه بندی ترنسكشوال ها و افرادی كه از بی قراری جنسی رنج ميبرند، تلاش كرده اند
در ادامه مطلب با انواع اين دسته بندی ها اشنا ميشويم و پاسخ سوالات خود را ميگيريم
پيش از ادامه ذكر چند نكته لازم است:
١. اين مقاله صرفا اموزشى است و استفاده هاى ديگر از ان مسئوليتى را متوجه انجمن نخواهد كرد
٢.انتشار اين مقاله به هر شكل مجاز بوده و به اگاهى جامعه كمك خواهد كرد
حق معنوى مترجم و گرد اورنده ( انجمن ترنس گمنام ) به عهده شما

۱.دسته های پیشنهادی افراد

۱-۱ مقياس هری بنجامين
مقياس هری بنجامين به دسته بندی ترنس وستيت ها و ترنسكشوال هایی میپردازد كه اندام فيزيكی مردانه دارند و شامل ٧ حالت است كه ٣ حالت برای ترنس وستيت ها ، ٣حالت برای ترنسكشوالها و ١ حالت برای مرد كامل است. در مقياس دكتر هری بنجامين از مقياس گرايش جسمی kinsey استفاده می شود.
مقياس هری بنجامين به صورت ساده و روان به دسته بندي ترنسكشوال ها و ترنس وستيت ها می پردازد و مشخص ميكند كدام دسته به هورمرن نياز دارد، كدام به جراحی و ...
هری بنجامين در ادامه مقياسش می گويد: قطعا اين ٦ گروه كاملا مشخص نيست و ممكن است بعضی حالات در بعضی افراد نباشد يا بعضی صفات را از گروه ديگر قرض بگيرد.

Ray Blanchard ۱-۲
Ray Blanchard در سال ١٩٨٠ بخش اموزشی را هدايت ميكرد كه به تفاوت های ترنسكشوالهای مرد به زن می پرداخت كه به ٢ گروه مختلف رسيدند
گروه اول كسانی هستند كه منحصرا به مرد گرايش دارند و blanchard اين افراد را ترنسكشوال های همجنس گرا (homosexual transsexual) خطاب كرد و گروه دوم افرادی هستند كه به زنان، هم به زنان و هم به مردان گرايش دارند و كسانی كه نه به زن و نه به مرد گرايش ندارند. blanchard گروه دوم را ترنسكشوال های غير همجنس گرا (non-homosexual transsexual) خطاب كرد
لازم به ذكر است blanchard  اين دسته بندی را بر اساس اندام جنسی زمان تولد فرد انجام داد به عنوان مثال منظور از ترنسكشوال همجنس خواه فردی است كه مايل به تغيير جنسيت خود به يك زن و يرقراري رابطه جنسي و عاطفی با يك مرد است

peter bentler ۱-۳
پيتر بنتلر ترنسكشوال ها را به دسته های ترنسكشوال های همجنس خواه (homosexual transsexual) ، ترنسكشوال های بدون ميل جنسی ( asexual transsexual) و ترنسكشوال های دگر جنس خواه (hetrosexual transsexual) تقسيم كرد. بنتلر اين تقسيم بندی را بر اساس اندام های جنسی زمان تولد انجام داد

2. راهنمای تشخيصی و اماری اختلالات روانی (DSM III)
DSM واژه نامه اي است كه به طبقه بندي اختلالات روانی ميپردازد

ترنسكشواليسم برای اولين بار در سال 1980 به DSM-III اضافه شد
"اختلال هويت جنسی" (Gender Identity Disorder) به اختصار "GID" اصطلاحى است كه به DSM-III اضافه شد و به ترنسكشواليسم اشاره دارد و شامل اختلال هويت جنسی\كودكان  ترنسكشوال (GID\ Children Transsexualism) ، اختلال هويت جنسی\ نوجوانان و بزرگسالان غير ترنسكشوال و اختلال هويت جنسی\ مشخص نشده.
نكته قابل توجه اين است كه حرفی از  اختلال هويت جنسی در ترنسكشوال های بالغ كه در دوران كودكی نشانه ای در انها وجود نداشته است  به ميان نمی ايد.  

۲.۱ DSM-III-R
DSM-III-R در سال 1987 منتشر شد و كماكان اصطلاح ترنسكشواليسم در ان مطرح بود ولي در دسته "اختلالاتی كه در طفوليت، نوجوانی و بلوغ بروز ميكند" در اين مقطع به ترنسكشوال های بالغ نيز توجه شد

۲.۲ DSM-IV and DSM-IV-TR
در جديدترين نسخه راهنمای تشخيصی و اماری اختلالات روانی ترنسكشوال به عنوان اختلال هويت جنسی (GID) در زير شاخه اختلالات جنسی قرار دارد و شامل "اختلال هويت جنسي در كودكان" ، "اختلال هويت جنسی در نوجوانان و بزرگسالان" و "اختلالات هويت جنسی نامشخص" است

۳. (ICD ( International Classification of Diseases
در طبقه بندی جهانی بيماری ها-ويرايش دهم (ICD-10)، ترنسكشواليسم در بخش پنجم:اختلالات روانی و رفتاری ،دسته اختلالات هويت جنسی  با كد F-64 شناخته شده است

همانطور كه مشاهده شد ترنسكشواليسم در هيچ يك از دسته بندى ها و طبقه بندى ها يك انحراف جنسى نيست، بلكه يك اختلال در هويت است.

منابع:
Benjamin, H. (1966). The transsexual phenomenon. New York: The Julian Press
Blanchard, R. (1985). Typology of male-to-female transsexualism. Archives of Sexual Behavior, 14, 247-261
Bentler, P. M. (1976). A typology of transsexualism: Gender identity theory and data. Archives of Sexual Behavior, 5, 567-315.
American Psychiatric Association. (1980). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (3rd ed.). Washington, D.C.: Author.

ترنسکشوال کیست ؟

تا به حال مقالات و نوشته هاى زيادى درباره ترنسكشوال يا اختلال هويت جنسى نوشته شده است ولى هنوز اين سوال در ذهن همگان هست كه ترنس كيست؟ فرق ان با همجنس خواهى چيست؟ چرا بايد حمايت كرد از ترنسكشوال؟ و سوالاتى از اين قبيل در اين نوشته سعى شده به بيانى ساده به اين موضوع پرداخته شود

قبل از ادامه مطلب ذكر چند نكته الزامى است:
١. به دليل مورد موضوع بررسى( تغيير جنسيت و ترنسكشواليسم) از اصطلاحات جنسى استفاده شده است و خواندن اين مقاله به افراد زير ١٣ سال توصيه نميشود
٢. اين مقاله سعى بر اين دارد تا با نگاهى بى طرفانه و خالى از اشكال به معايب و مزيت هاى تغيير جنسيت بپردازد
٣. استفاده از اين مقاله با ذكر منبع و در صورتى كه تغييرى در ان ايجاد نشود هيچ گونه محدوديتى ندارد. حفظ حق معنوى صاحب مقاله به عهده شما


ترنسكشوال به زبان ساده روحى است كه در جسمى متضاد اسير شده. شايد نتوان ترنسكشوال را در هيچ يك از گروه هاى بيمارى تقسيم كرد. ولى شايد اگر بگوييم ترنسكشواليسم يك بيمارى جسمى است بهتر باشد. زيرا يك روح سالم و اگاه اسير يك جسم اشتباه شده. ترنسكشوال يك ميل جنسى ( مانند همجنس خواهى و يا دگر جنس خواهى و...) نيست. ترنسكشوال يك فرد عادى با اندام جنسى اشتباه است كه بايد با طى كردن مراحل پزشكى صحيح به اندام جنسى دلخواه خود برسد. پس از رسيدن به اندام جنسى دلخواه خود شروع به نشان دادن ميل جنسى خود ميكند. مانند تمامى انسانها كه پس از بلوغ جنسى به ميل جنسى دلخواه خود رفتار ميكنند

~ ترنسكشواليسم همان همجنس خواه است؟
. فرهنگ غلط بين مردم ايران به اين صورت مى باشد كه ترنس همان همجنس خواه و يا در حالت بهتر همان دو جنسه و در بدترين حالت يك شى ميل است. ولى بايد به اين نكته توجه كرد كه ترنسكشواليسم يك ميل جنسى نيست بلكه يك بيمارى جسمى مى باشد. ممكن است يك ترنس همجنس خواه 'نيز' باشد ولى لزوما ترنس بودن به معنى همجنس خواهى نيست. به عنوان مثال يك فردى كه نابينا هست ممكن است همجنس خواه نيز باشد ولى هر نابينايى لزوما همجنس خواه نيست.
مشكل ديگر باور مردم راجع به ترنسها ، شباهت ترنسكشواليسم و دگرپوشى ( cross.dress) است. ولى بايد توجه كرد كه دگر پوش ها تنها به ظاهر جنس مخالف در مى ايند و هيچ ميل و رغبتى به انجام مسئوليتهاى اجتماعى جنس مخالف ندارند. به عنوان مثال يك فرد زنانه پوش به هيچ عنوان در ارزوى مادر شدن نيست و يا نميتواند يك خواهر دلسوز براى برادر خود باشد و فقط در رابطه جنسى مايل به پذيرفتن نقش يك زن مى باشد. كما اينكه در بعضى موارد در رابطه جنسى همچون يك مرد رفتار ميكند ولى يك ترنس در ارزوى مادر/پدر شدن مى باشد و همچون يك مادر/پدر دلسوز و فداكار حاظر به انجام مسئوليت مى باشد. تفاوت ديگر دگر پوشها با ترنسها در اين مطلب است كه دگر پوشها از اندام جنسى خود كاملا راضى هستند و به هيچ عنوان احساس خجالت و يا ناراحتى از اندام جنسى خود ندارند ولى يك ترنس از اندام جنسى خود ناراضى است و مايل به تغيير ان به جنس دلخواه است و جسم فعلى را از آن خود نميداند و از اندام فعلى خود احساس خجالت و شرم دارد

~ترنس يعنى شى.ميل؟ يعنى دو جنسه؟
واژه شى ميل به هيچ عنوان علمى و قانونى نيست و به ترنسجندر هايى گفته ميشود كه با تغييرات هورمونى و جراحى داراى دو عضو كامل مرد و زن هستند و اين كلمه تنها در صنعت فیلمسازی هیالیوود  قابل استفاده است و به صورت عام در امده. دذ واقع شى ميل همان چهره منحرف شده و بازيچه شده ترنسجندر هست ولى اشاعه يك عده ترنسجندر به كل جامعه ترنسجندر اشتباه است
دو جنسه يا hermapherodit قشر ديگرى از جامعه هستند. يك دو جنسه، با عضو ناقص و رشد نيافته جنسى (كه نه مى شود ان را به مرد اطلاق داد و نه به زن) به دنيا مى ايند به بيان ساده يك دو جنسه از لحظه خلقت با هر دو عضو جنسى به دنيا مى ايد و با جراحى به يكى از دو گروه جنسى ملحق مى شود ولى يك ترنس با عضو كامل مردانه و يا زنانه به دنيا مى ايد ولى با تفكرات و رفتارهايى مخالف با جنس خود. به نوعى ترنسكشواليسم تضاد بين روح و جسم است ولى دوجنسه تضاد بين دو اندام جنسى

~ترنسها تماما منحرف هستند و رفتارى بدون قيد و بند و خارج از 'عرف' انجام ميدهند و نسبت به جامعه بى احترام است.
اين كه يك ترنس منحرف باشد يا نه تماما به فرهنگ و تربيت فرد بستگى دارد و دليل انحراف يك فرد، ترنس بودن نيست.
عرف يك جامعه دليل بر درست بودن و يا نبودن يك رفتار نيست. يك ترنس براى تطابق روح خود با جسم خود تلاش ميكند پس نه تنها بى قيد و بند نيست بلكه به جامعه و اطرافيان خود احترام گذاشته و خواهان هماهنگى با جامعه مى باشد تا در نقش اجتماعى خود به صورت كامل رفتار كند و جامعه را به تعالى برساند يك ترنس از پول و ارامش خود گذشته تا با تمام احترام در نقش اجتماعى واقعى خود به جامعه خدمت كند. در طى اين مسير حتى ممكن است با مصرف هورمون ها و جراحى هاى سنگين دچار نواقصى شود ولى با اين حال دست از خواسته خود نمى كشد و خواستار جايگاه اجتماعى واقعى خود مى باشد

~مگر ميشود يك فرد تغيير جنسيت دهد؟
متاسفانه طى يك تحقيق ميدانى بين ١٠٠٠ نمونه امارى انجام شده ٨٧٪ موارد نميدانستند عمل جراحى به نام تغيير جنسيت وجود دارد و بدتر از ان ٩١٪ مردم نميداستند كه حكومت اسلامى و حضرت ايت الله خمينى و غريب به اتفاق مراجع تقليد شيعه از ترنسها حمايت ميكند و ان را در صورت انجام درست و كامل تاييد ميكند

~تغيير جنسيت گناه است و تغيير در افرينش خدا است
خوشبختانه تنها دينى كه فتوا به درستى اين عمل داده اسلام شيعى مى باشد و حضرت ايت الله خمينى به عنوان اولين رهبر دينى فتوا به درستى اين كار ( در صورت انجام ضوابط كامل و تشخيص پزشك) داده اند
تغيير جنسيت همانقدر در خلقت خدا تغيير ايجاد ميكند كه تبديل درخت به كاغذ تغيير ايجاد ميكند. تغيير در مخلوقات خدا يكى از راه هاى رسيدن به كمال و اسايش است. اگر تغيير در خلقت خدا باعث پيشرفت و اسايش شود يك كار پسنديده و خوب است
(أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَهً...)(لقمان/۲۰)
«آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، مسخّر شما کرده و نعمت‌هاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟»

~ تغيير جنسيت ظاهرى است و تنها ظاهر فرد عوض مى شود دليل بر اين ادعا هم اين است كه فرد تا مدتها پس از عمل هورمون مصرف ميكند و تغيير جنسيت كامل نيست
تا امروز كسى ديده نشده كه بتوان باطنش را به جنس مخالف تغيير داد. اتفاقا در تغيير جنسيت فقط جسم تغيير ميكند زيرا فطرت و روح از ابتدا درست بوده ولى جسم در تضاد با اين دو بوده. دليل مصرف هورمون و دارو تا مدتها پس از عمل تنها به خاطر زيبايى است. كما اينكه بسيارى از ترنسها حتى يك هورمون هم مصرف نكرده اند چون احتياجى به ان نبوده و اندام و بدنى باب ميل داشتند و تنها عمل تغيير را انجام دادند

~ خيلى از ترنسها پس از عمل ناراضى بودند و پشيمان از اقدام انجام داده
هيچ 'ترنسى' از عمل خود ناراضى و پشيمان نيست. ممكن است در اثر نا اگاهى پزشك و يا خود فرد، يك انسانى كه ترنس نبوده دست به جراحى بزند و پس از عمل از كرده خود پشيمان شود ولى يك ترنس در ارزوى تغيير است و تمام موانع و سختى ها رو براى اين كار پشت سر ميگزارد

گر تفكر تغيير جنسيت نهادينه شود ممكن است خيلى از جوانها از روى بى تجربگى اقدام به اين كار كنند و حتى راه براى همجنس خواهان براى اين عمل باز ميشود
تا به امروز كسى ديده نشده كه از روى كنجكاوى و يا بى تجربگى خواهان عمل جراحى شود! در طى اين مسير پزشكان با تجربه و تست هاى روانشناسى دقيق كمك به تشخيص درست ترنس بودن يا نبودن يك فرد ميكند و اگر شخصى به اشتباه تحت عمل جراحى قرار گيرد مشكل از نظام پزشكى بوده نه از تغيير جنسيت. اگر پزشكى به اشتباه دست سالمى را قطع كند اشتباه از پزشك بوده نه از بيمار
هيچ همجنس خواهى مايل به تغيير جنسيت نيست زيرا از اندام جسى خود و از جايگاه اجتماعى خود رضايت كامل دارد و خواهان عوض كردن ان نيست ولى يك ترنس از جايگاه اجتماعى و اندام جنسى خود قبل از تغيير ناراضى است و خواهان تغيير در ان است

~ اگر ترنسكشواليسم يك نقص جسمى است پس چرا به روانپزشك مراجعه ميشود در صورتى كه روانپزشك به اختلالات جسمى كارى ندارد
روانپزشك تنها براى تشخيص اين مطلب اقدام ميكند تا متوجه شود يك فرد به درستى اذعان ميكند كه ترنس است و براى درمان بايد به جراح مراجعه كند. پس روانپزشك جنبه درمانى ندارد و تنها جنبه تشخيص حقيقت را دارد

~قبول اينكه فرزند من كه ارزوهاى بزرگى برايش داشتم ناگهان دست به اين عمل بزند سخت است!
با انجام اين عمل نه تنها فرزند شما شاد مى شود بلكه حتى به جايگاه اجتماعى واقعى خود نيز ميرسد و زمينه رشد و شكوفايى بيشترى در اين زمينه خواهد داشت. يك ترنس پس از تغيير زمينه رشد بيشترى دارد زيرا طعم ازادى را كشيده و ميخواهد جايگاه واقعى خود را به همه ثابت كند و به مراحل بالا در جنس و جسم حقيقى خود برسد. امار نشان داده كه ٧٦٪ ترنسها پس از تغيير انگيزه بيشترى براى رشد و شكوفايى نسبت به همسالان خود دارند.


~ وقتى قانون و دين دستور به ازادى اين كار داده پس دليل نارضايتى ترنسها چيست؟
پروسه تشخيص و درمان يك ترنس در خوشبينانه ترين حالت ٢ سال طول ميكشد و طى اين ٢سال يك ترنس احتياج به جايگاه اجتماعى خود دارد بحث ديگر هزينه هاى درمانى اين پروسه است. متاسفانه بيمه ها در ايران اين جراحى را جزو جراحى هاى زيبايى طبقه بندى كرده و تحت پوشش قرار نميدهند. متاسفانه از طرف دولت بودجه محدود و كمى تحت اختيار سازمان هاى متولى قرار ميگيرد و يارى كمك براى اين سازمان ها نيست به خاطر تمام اين شرايط و اين مطلب كه اكثر ترنسها توسط خانواده حمايت نمى شوند (و حتى طرد ميشوند) بايد تماما مخارج درمان را توسط خودشان پرداخت كنند. براى اين مطلب احتياج به فعاليت اجتماعى و كار در مراكز است كه متاسفانه قانون در اين موارد سكوت كرده و هيچ گونه حمايتى درباره فعاليت هاى اجتماعى (طى ٢سال پروسه درمان) براى ترنسها نميكند.
مطلب بعدى زندگى پس از درمان براى ترنسهاى طرد شده از خانواده است كه بايد دوران نقاهت خود را پست سر بذارند. متاسفانه بهزيستى و البته دولت در اين زمينه نيز سكوت كرده و سرپناهى براى اين افراد براى گذراندن دوران نقاهت و ورود به عرصه اجتماعى نيست

ترنسکشوال یک موجود اخرالزمانی و منحرف نیست. یک ترنس نمونه بارز احترام به اطرافیان است زیرا خواهان هماهنگى با جامعه است حتی اگر مشکلات زیادی سرراه داشته باشد.
به امید اگاهی کامل از انچه میبینیم.